تصور کنید بالاخره آپارتمان رویایی خود را در آلمان، اتریش یا سوئیس پیدا کردهاید. حالا میخواهید با صاحبخانه درباره امکانات خانه صحبت کنید، برای خرید وسایل جدید به فروشگاه لوازم خانگی بروید، یا حتی به همسایه جدیدتان درباره قوانین ساختمان و کارهای روزمره توضیح دهید. آیا کلمات دقیق برای توصیف فضای خانه، لوازم الکترونیکی یا کارهای روزمره را میشناسید؟
اگر برای برقراری ارتباط در چنین موقعیتهای مهم و روزمرهای احساس کمبود دایره واژگان میکنید، لغات درس سوم کتاب Starten Wir سطح A2 دقیقاً همان حلقه گمشده شماست!
در این مقاله، از کلمات حفظی و خشک فاصله گرفتهایم. ما تمام واژگان کاربردی درس سوم (شامل موضوعات جذاب زندگی در خانه، اسبابکشی، لوازم خانگی، کارهای روزمره و وسایل ارتباطی) را دستهبندی کردهایم. برای اینکه یادگیری شما عمیق و کاربردی باشد، تمامی این لغات در قالب جداول منظم، همراه با تلفظ صوتی اختصاصی، معنی دقیق و مثالهای ملموس از مکالمات روزمره آلمانی ارائه شدهاند.
همچنین، در کنار واژگان، به نکات گرامری طلایی این درس (مانند حروف اضافه متغیر و افعال مرتبط با جایگذاری اشیاء) اشاره کردهایم تا بتوانید جملاتی دقیق و بینقص بسازید.
فرقی نمیکند قصد مهاجرت کاری داشته باشید یا بخواهید در آزمونهای گوته و ÖSD شرکت کنید؛ این مقاله از تیم ایزی دویچ به شما کمک میکند تا با اعتمادبهنفس کامل درباره زندگی روزمره خود به زبان آلمانی صحبت کنید. هدفون خود را بیاورید، به تلفظها گوش دهید و با ما همراه شوید!
آموزش لغات آلمانی اعضای خانواده (Familie)
یادگیری لغات آلمانی خانواده (Familie) یکی از مهمترین بخشهای آموزش زبان آلمانی در سطح A2 است. در بخش اول از آموزش لغات کتاب Starten Wir، با کلمات کلیدی مرتبط با اعضای خانواده و انواع ساختارهای خانوادگی در آلمان آشنا میشوید. دانستن این لغات نه تنها برای درک مطلب و مکالمه روزمره ضروری است، بلکه به شما کمک میکند تا درباره شجرهنامه (Stammbaum) و بستگان خود به راحتی صحبت کنید. در ادامه، لیست کامل این لغات را همراه با معنی، آرتیکل و حالت جمع مشاهده میکنید.
| کلمه/عبارت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی با ترجمه |
|---|---|---|
| der Enkel, - Nomen | نوه (پسر) | Mein Enkel ist fünf Jahre alt. نوه (پسر) من پنج ساله است. |
| die Enkelin, -nen Nomen | نوه (دختر) | Ihre Enkelin geht schon in die Schule. نوه او (دختر) الان به مدرسه میرود. |
| der Onkel, - Nomen | دایی / عمو | Mein Onkel lebt in Berlin. دایی/عموی من در برلین زندگی میکند. |
| die Tante, -n Nomen | خاله / عمه | Wir besuchen am Wochenende unsere Tante. ما آخر هفته به دیدن خاله/عمهمان میرویم. |
| der Sohn, -¨e Nomen | پسر (فرزند) | Sie haben einen Sohn und zwei Töchter. آنها یک پسر و دو دختر دارند. |
| die Tochter, -¨ Nomen | دختر (فرزند) | Seine Tochter studiert Medizin. دختر او پزشکی میخواند. |
| der Cousin, -s Nomen | پسرخاله / پسرعمو / پسردایی / پسرعمه | Mein Cousin spielt gut Fußball. پسرخاله/پسرعموی من خوب فوتبال بازی میکند. |
| die Cousine, -n Nomen | دخترخاله / دخترعمو / دختردایی / دخترعمه | Ich telefoniere oft mit meiner Cousine. من اغلب با دخترخاله/دخترعمویم تلفنی صحبت میکنم. |
| die Verwandten Pluralwort | بستگان / خویشاوندان | Alle meine Verwandten kommen zur Party. همه بستگان من به مهمانی میآیند. |
| der Stammbaum, -¨e Nomen | شجرهنامه / درخت خانوادگی | Wir zeichnen unseren Stammbaum. ما در حال کشیدن شجرهنامه خودمان هستیم. |
| die Kernfamilie, -n Nomen | خانواده هستهای (فقط پدر، مادر و فرزندان) | Die Kernfamilie besteht aus Eltern und Kindern. خانواده هستهای شامل والدین و فرزندان است. |
| die Multikulti-Familie, -n Nomen | خانواده چندفرهنگی (چندملیتی) | In einer Multikulti-Familie spricht man oft mehrere Sprachen. در یک خانواده چندفرهنگی معمولاً به چند زبان صحبت میشود. |
| die Patchwork-Familie, -n Nomen | خانواده ترکیبی (حاصل از ازدواجهای قبلی) | Sie leben in einer Patchwork-Familie mit vier Kindern. آنها در یک خانواده ترکیبی با چهار فرزند زندگی میکنند. |
| schwanger Adjektiv | باردار / حامله | Meine Schwester ist im fünften Monat schwanger. خواهر من در ماه پنجم بارداری است. |
تمرین مکالمه: صحبت درباره خانواده
Hallo Max! Was machst du da?
سلام مکس! داری چیکار میکنی؟
Ich zeichne meinen Stammbaum für den Deutschkurs.
من دارم شجرهنامهام را برای کلاس آلمانی میکشم.
Das ist interessant! Hast du viele Verwandte?
جالبه! آیا بستگان زیادی داری؟
Ja, meine Tante hat eine Patchwork-Familie und meine Schwester ist schwanger!
بله، خالهام یک خانواده ترکیبی دارد و خواهرم باردار است!
خودتان را بیازمایید: یک کوییز کوتاه
۱. حالت جمع کلمه «der Sohn» (پسر) در زبان آلمانی چیست؟
۲. به خانوادهای که فقط از پدر، مادر و فرزندان تشکیل شده است در آلمانی چه میگویند؟
نمایش پاسخها
پاسخ ۱: die Söhne (با اوملاوت)
پاسخ ۲: die Kernfamilie (خانواده هستهای)
آموزش لغات آلمانی مربوط به کارآموزی و مهدکودک
در بخش دوم از یادگیری لغات درس اول کتاب Starten Wir سطح A2، به سراغ کلماتی میرویم که بیشتر با حوزه آموزش حرفهای (Ausbildung)، مهدکودک و بیان احساسات مرتبط هستند. یادگیری این لغات به شما کمک میکند تا درباره مسیرهای شغلی، نگهداری از کودکان و وضعیتهای روزمره به زبان آلمانی صحبت کنید. در ادامه جدول لغات به همراه مثالهای کاربردی و ترجمه دقیق آنها برای شما آماده شده است.
| کلمه/عبارت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی با ترجمه |
|---|---|---|
| unglücklich Adjektiv | ناراحت / غمگین / بدبخت | Er ist sehr unglücklich über die Situation. او از این وضعیت بسیار ناراحت است. |
| die Ausbildung, -en Nomen | دوره کارآموزی / آموزش حرفهای | Sie sucht einen Platz für ihre Ausbildung. او به دنبال جایی برای دوره کارآموزیاش است. |
| eine Ausbildung machen Ausdruck | گذراندن دوره کارآموزی | Mein Bruder möchte eine Ausbildung zum Bäcker machen. برادرم میخواهد دوره کارآموزی نانوایی را بگذراند. |
| die Kindergärtnerin, -nen Nomen | مربی مهدکودک (زن) | Die Kindergärtnerin spielt mit den Kindern im Garten. مربی مهدکودک با بچهها در حیاط بازی میکند. |
| der Kindergarten, -¨ Nomen | مهدکودک | Meine kleine Schwester geht jeden Tag in den Kindergarten. خواهر کوچک من هر روز به مهدکودک میرود. |
| der Kinderwagen, - Nomen | کالسکه بچه | Sie schiebt den Kinderwagen durch den Park. او کالسکه بچه را در پارک هل میدهد. |
تمرین مکالمه: صحبت درباره مهدکودک و آموزش
Hallo Leon! Wo ist dein kleiner Bruder?
سلام لئون! برادر کوچکت کجاست؟
Er ist im Kindergarten. Er liebt seine Kindergärtnerin.
او در مهدکودک است. او مربی مهدکودکش را خیلی دوست دارد.
Und was macht deine große Schwester?
و خواهر بزرگت چه کار میکند؟
Sie macht eine Ausbildung. Sie ist sehr glücklich.
او در حال گذراندن یک دوره کارآموزی است. او خیلی خوشحال است.
خودتان را بیازمایید: یک کوییز کوتاه
۱. حالت جمع کلمه «der Kindergarten» در زبان آلمانی چیست؟
۲. برای عبارت «گذراندن دوره کارآموزی» در آلمانی از چه فعلی در کنار «die Ausbildung» استفاده میشود؟
نمایش پاسخها
پاسخ ۱: die Kindergärten (با اوملاوت روی حرف a)
پاسخ ۲: فعل machen (eine Ausbildung machen)
آموزش لغات آلمانی توصیف شخصیت و ویژگیهای فردی (Der Charakter)
یکی از مهمترین مباحث در سطح A2 زبان آلمانی، توانایی صحبت درباره ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی افراد (über den Charakter sprechen) است. در این بخش از کتاب Starten Wir، با مجموعهای از کاربردیترین صفتهای آلمانی آشنا میشویم که به کمک آنها میتوانید دوستان، همکاران یا اعضای خانواده خود را توصیف کنید. یادگیری صفتهای متضاد (مانند faul در برابر fleißig یا traurig در برابر fröhlich) یکی از بهترین تکنیکها برای به خاطر سپردن سریعتر دایره واژگان است.
از نظر گرامری، در این سطح باید بتوانید صفتها را به درستی در جملات به کار ببرید و با افعال مرتبط مانند streiten (دعوا و بحث کردن) جملهسازی کنید. در جدول زیر، علاوه بر معنی دقیق و نوع کلمه، به فرمهای گذشته فعل (Präteritum و Perfekt) نیز اشاره شده است. با بررسی مثالهای کاربردی، به راحتی یاد میگیرید که چگونه این کلمات را در مکالمات روزمره خود استفاده کنید.
| کلمه/عبارت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی با ترجمه |
|---|---|---|
| der Charakter, -e Nomen | شخصیت / ویژگی اخلاقی | Sie hat einen sehr starken Charakter. او شخصیت بسیار قویای دارد. |
| streiten (stritt, hat gestritten) Verb | دعوا کردن / جر و بحث کردن | Die Kinder streiten oft wegen Kleinigkeiten. بچهها اغلب به خاطر چیزهای کوچک جر و بحث میکنند. |
| traurig Adjektiv | غمگین / ناراحت | Warum bist du heute so traurig? چرا امروز اینقدر غمگینی؟ |
| fröhlich Adjektiv | خوشحال / شاد | Mein Bruder ist immer fröhlich. برادرم همیشه شاد است. |
| unfreundlich Adjektiv | نامهربان / غیردوستانه | Der Kellner war leider sehr unfreundlich. گارسون متأسفانه خیلی نامهربان (بدبرخورد) بود. |
| unsympathisch Adjektiv | نچسب / غیردوستداشتنی | Ich finde diesen Kollegen unsympathisch. به نظر من این همکار نچسب (غیرجذاب) است. |
| faul Adjektiv | تنبل | Er lernt nicht, er ist einfach zu faul. او درس نمیخواند، او واقعاً خیلی تنبل است. |
| dumm Adjektiv | احمق / خنگ / نادان | Das war eine dumme Idee. آن یک ایده احمقانه بود. |
| fleißig Adjektiv | سختکوش / پرکار / زرنگ | Sie ist eine sehr fleißige Studentin. او دانشجوی بسیار سختکوشی است. |
| intelligent Adjektiv | باهوش | Mein Hund ist sehr intelligent. سگ من خیلی باهوش است. |
تمرین مکالمه: توصیف ویژگیهای اخلاقی
Wie ist dein neuer Chef?
رئیس جدیدت چطور است؟ (چه شخصیتی دارد؟)
Er ist sehr intelligent und fleißig, aber leider ein bisschen unfreundlich.
او خیلی باهوش و سختکوش است، اما متأسفانه کمی نامهربان است.
Oh, das ist schade. Streitet ihr oft?
اوه، حیف شد. آیا زیاد جر و بحث میکنید؟
Nein, ich bleibe immer ruhig. Ich mag es lieber fröhlich!
نه، من همیشه آرام میمانم. من شادی را بیشتر دوست دارم!
خودتان را بیازمایید: یک کوییز کوتاه
۱. متضاد کلمه «fleißig» (سختکوش) در آلمانی کدام است؟
۲. شکل گذشته (Präteritum) و فرم کامل (Perfekt) فعل «streiten» (دعوا کردن) چیست؟
نمایش پاسخها
پاسخ ۱: faul (تنبل)
پاسخ ۲: stritt, hat gestritten
آموزش لغات آلمانی توصیف ظاهر افراد
در این بخش از آموزش کتاب Starten Wir سطح A2، به بررسی لغات و اصطلاحات مرتبط با توصیف ظاهر افراد (über das Aussehen sprechen) میپردازیم. یادگیری این کلمات به شما کمک میکند تا ویژگیهای ظاهری افراد مانند لاغر بودن، چاق بودن یا زیبا بودن را به درستی در جملات و مکالمات آلمانی بیان کنید. همچنین با استفاده از قیدهای پرکاربردی مانند «total» و «nicht besonders» میتوانید شدت این صفات را مشخص کرده و طبیعیتر آلمانی صحبت کنید.
| کلمه/عبارت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی با ترجمه |
|---|---|---|
| über das Aussehen sprechen Ausdruck | درباره ظاهر صحبت کردن | Heute sprechen wir über das Aussehen. امروز ما درباره ظاهر صحبت میکنیم. |
| das Aussehen Nomen | ظاهر / قیافه | Das Aussehen ist nicht alles. ظاهر همهچیز نیست. |
| nicht besonders Adverb | نه چندان / نه خیلی | Er ist nicht besonders groß. او نه چندان قدبلند است. |
| total Adverb | کاملاً / خیلی | Sie ist total müde. او کاملاً (خیلی) خسته است. |
| dick Adjektiv | چاق / ضخیم | Mein Kater ist ein bisschen dick. گربه من کمی چاق است. |
| schlank Adjektiv | لاغر / باریکاندام | Treibst du Sport? Du bist sehr schlank. ورزش میکنی؟ تو خیلی لاغری. |
| hübsch Adjektiv | زیبا / قشنگ | Das Mädchen hat ein hübsches Gesicht. آن دختر صورت زیبایی دارد. |
تمرین مکالمه: توصیف ویژگیهای ظاهری
Wie sieht dein neuer Freund aus? Ist er dick?
دوست (پسر) جدیدت چه شکلی است؟ آیا چاق است؟
Nein, er ist nicht besonders dick. Er ist total schlank und sehr hübsch!
نه، او چندان چاق نیست. او کاملاً لاغر و خیلی زیباست!
خودتان را بیازمایید: یک کوییز کوتاه
۱. متضاد صفت «dick» (چاق) برای توصیف ظاهر افراد چیست؟
۲. جمله «او (زن) کاملاً لاغر است» به آلمانی چه میشود؟
نمایش پاسخها
پاسخ ۱: schlank (لاغر / باریکاندام)
پاسخ ۲: Sie ist total schlank.
لغات آلمانی قرض گرفتن اشیاء و معرفی افراد
در این بخش از آموزش زبان آلمانی بر اساس کتاب Starten Wir سطح A2، مهمترین لغات و اصطلاحات کاربردی برای قرض گرفتن وسایل (مانند چتر) و معرفی افراد (آشنایان و همسایگان) را یاد میگیریم. تمامی کلمات به همراه ترجمه دقیق فارسی، نقش گرامری (اسم، فعل و…) و مثالهای کاربردی در قالب جدول طبقهبندی شدهاند تا بتوانید بهراحتی آنها را در مکالمات روزمره خود استفاده کنید. در انتها نیز یک مکالمه کوتاه و کوییز برای تمرین بیشتر در نظر گرفته شده است.
| کلمه/عبارت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی با ترجمه |
|---|---|---|
| der Regenschirm, -e Nomen | چتر | Ich habe meinen Regenschirm vergessen. من چترم را فراموش کردهام. |
| leihen Verb | قرض دادن / قرض گرفتن | Kannst du mir deinen Regenschirm leihen? میتوانی چترت را به من قرض بدهی؟ |
| der Bekannte, -n Nomen | آشنا (مرد) | Er ist ein alter Bekannter von mir. او یک آشنای قدیمی من است. |
| die Bekannte, -n Nomen | آشنا (زن) | Sie ist eine gute Bekannte von meiner Mutter. او یک آشنای خوبِ مادرم است. |
| die Nachbarin, -nen Nomen | همسایه (زن) | Meine Nachbarin ist sehr nett. همسایه من (زن) خیلی مهربان است. |
| Indonesisch Nomen | زبان اندونزیایی | Meine Nachbarin spricht gut Indonesisch. همسایه من به خوبی اندونزیایی صحبت میکند. |
تمرین مکالمه: قرض گرفتن وسایل
Es regnet! Kannst du mir einen Regenschirm leihen?
داره بارون میاد! میتوانی یک چتر به من قرض بدهی؟
Ich habe leider keinen, aber meine Nachbarin hat vielleicht einen.
متأسفانه من ندارم، اما همسایهام (زن) شاید یکی داشته باشد.
خودتان را بیازمایید: یک کوییز کوتاه
۱. کلمه «آشنا» برای یک آقا در زبان آلمانی چه میشود؟
۲. جمله «میتوانی یک چتر به من قرض بدهی؟» به آلمانی چگونه بیان میشود؟
نمایش پاسخها
پاسخ ۱: der Bekannte
پاسخ ۲: Kannst du mir einen Regenschirm leihen?
لغات آلمانی شبکههای اجتماعی و اینترنت
ر بخش ششم از آموزش لغات کتاب Starten Wir سطح A2، به سراغ یکی از موضوعات بسیار پرکاربرد روزمره یعنی شبکههای اجتماعی (soziale Medien) میرویم. در این بخش افعال و صفات مهمی مانند استفاده کردن، پست گذاشتن، محتاط بودن و خطرناک بودن را یاد میگیریم تا بتوانیم درباره رفتار در فضای مجازی و اینترنت به زبان آلمانی صحبت کنیم. جدول زیر شامل معنی دقیق، نقش گرامری و مثالهای کاربردی برای هر کلمه است.
| کلمه/عبارت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی با ترجمه |
|---|---|---|
| soziale Medien Nomen (Pl.) | شبکههای اجتماعی | Die meisten Jugendlichen nutzen soziale Medien. بیشتر جوانان از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند. |
| niemand Pronomen | هیچکس | Niemand weiß sein Passwort. هیچکس رمز عبور او را نمیداند. |
| die meisten Pronomen | بیشترِ (افراد / چیزها) | Die meisten Leute haben ein Smartphone. بیشتر مردم یک گوشی هوشمند دارند. |
| benutzen Verb | استفاده کردن | Wie oft benutzt du das Internet? چند وقت یکبار از اینترنت استفاده میکنی؟ |
| posten Verb | پست گذاشتن | Er postet jeden Tag ein Foto. او هر روز یک عکس پست میکند. |
| auf Facebook sein Ausdruck | در فیسبوک بودن | Bist du auf Facebook oder Instagram? آیا تو در فیسبوک یا اینستاگرام هستی؟ |
| vorsichtig Adjektiv | محتاط، مراقب | Man muss im Internet sehr vorsichtig sein. آدم باید در اینترنت خیلی محتاط باشد. |
| gefährlich Adjektiv | خطرناک | Es ist gefährlich, private Daten zu posten. پست کردن اطلاعات خصوصی خطرناک است. |
| auswählen Verb | انتخاب کردن | Du musst ein sicheres Passwort auswählen. تو باید یک رمز عبور امن انتخاب کنی. |
تمرین مکالمه: در شبکههای اجتماعی
Bist du auf Facebook?
تو در فیسبوک هستی؟
Nein, ich benutze keine sozialen Medien. Das ist mir manchmal zu gefährlich.
نه، من از شبکههای اجتماعی استفاده نمیکنم. آن برای من گاهی بیش از حد خطرناک است.
Ja, man muss vorsichtig sein und genau auswählen, was man postet.
بله، آدم باید محتاط باشد و دقیقاً انتخاب کند که چه چیزی پست میکند.
Richtig! Die meisten Leute denken nicht daran, wer die Fotos sieht. Niemand ist im Internet unsichtbar.
درست است! بیشتر مردم به این فکر نمیکنند که چه کسی عکسها را میبیند. هیچکس در اینترنت نامرئی نیست.
خودتان را بیازمایید: یک کوییز کوتاه
۱. فعل مناسب برای «پست کردن عکس در اینترنت» در زبان آلمانی چیست؟
۲. معنی کلمه «gefährlich» چیست و متضاد آن کدام کلمه میتواند باشد؟
۳. جای خالی را پر کنید: Man muss im Internet sehr ...... sein.
نمایش پاسخها
پاسخ ۱: posten (مثال: Ich poste ein Foto)
پاسخ ۲: معنی آن خطرناک است. متضاد آن میتواند کلماتی مانند sicher (امن) باشد.
پاسخ ۳: vorsichtig (آدم باید در اینترنت خیلی محتاط باشد).
آموزش بیان عقیده و نظر دادن در زبان آلمانی
در این بخش از آموزش کتاب Starten Wir سطح A2، با مهمترین لغات و اصطلاحات کاربردی برای بیان عقیده (seine Meinung sagen) در زبان آلمانی آشنا میشویم. یادگیری این عبارات کلیدی به شما کمک میکند تا در مکالمات روزمره یا آزمونهای زبان، به راحتی موافقت (Du hast recht)، مخالفت یا تردید خود را بیان کنید. در ادامه، جدول لغات به همراه مثالهای کاربردی، یک مکالمه نمونه و کوییز کوتاه برای تسلط بیشتر شما عزیزان آماده شده است.
| کلمه/عبارت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی با ترجمه |
|---|---|---|
| seine Meinung sagen Ausdruck | نظر خود را بیان کردن | Jeder darf frei seine Meinung sagen. هر کسی اجازه دارد آزادانه نظر خود را بگوید. |
| denken (dachte, hat gedacht) Verb | فکر کردن، اندیشیدن | Was denkst du über diesen Film? درباره این فیلم چه فکر میکنی؟ |
| Ja, das glaube / finde ich auch. Satz | بله، من هم همینطور فکر میکنم / همین نظر را دارم. | Deutsch lernen ist toll. - Ja, das finde ich auch. یادگیری آلمانی عالی است. - بله، من هم همین نظر را دارم. |
| Ich denke / meine, das ist richtig / falsch. Satz | من فکر میکنم / منظورم این است که این درست / اشتباه است. | Ich denke, das ist falsch. Wir müssen nach links gehen. من فکر میکنم این اشتباه است. ما باید به چپ برویم. |
| Du hast recht. Satz | حق با توست. | Du hast recht, es ist schon sehr spät. حق با توست، الان دیگر خیلی دیر است. |
| Also, ich weiß nicht. Satz | خُب، نمیدانم. (برای ابراز تردید) | Also, ich weiß nicht, ob das eine gute Idee ist. خُب، من نمیدانم آیا این ایده خوبی است یا نه. |
| antworten Verb | پاسخ دادن، جواب دادن | Warum antwortest du mir nicht? چرا به من پاسخ نمیدهی؟ |
| der Brief, -e Nomen | نامه | Ich habe gestern einen Brief bekommen. من دیروز یک نامه دریافت کردم. |
| die Zukunft Nomen | آینده | Niemand weiß, was die Zukunft bringt. هیچکس نمیداند آینده چه چیزی به همراه دارد. |
تمرین مکالمه: صحبت درباره آینده
Hast du den Brief von der Universität gelesen? Was denkst du über deine Zukunft?
نامه دانشگاه را خواندی؟ درباره آیندهات چه فکر میکنی؟
Ja. Ich denke, ich möchte in Berlin studieren.
بله. فکر میکنم میخواهم در برلین درس بخوانم.
Ja, das finde ich auch gut. Berlin ist eine tolle Stadt.
بله، من هم فکر میکنم خوب است. برلین شهر فوقالعادهای است.
Du hast recht, aber es ist sehr teuer. Also, ich weiß nicht...
حق با توست، اما خیلی گران است. خُب، نمیدانم...
Du musst deine Meinung sagen und der Uni bald antworten.
تو باید نظرت را بگویی و به دانشگاه زود پاسخ دهی.
خودتان را بیازمایید: یک کوییز کوتاه
۱. برای موافقت کردن با نظر یک نفر و گفتن «حق با توست»، از چه عبارتی استفاده میکنیم؟
۲. حالت گذشته ساده (Präteritum) و حالت پرفکت (Perfekt) برای فعل «denken» (فکر کردن) چیست؟
۳. کلمه معادل «آینده» در زبان آلمانی چیست و آرتیکل آن کدام است؟
نمایش پاسخها
پاسخ ۱: Du hast recht.
پاسخ ۲: گذشته ساده: dachte / پرفکت: hat gedacht.
پاسخ ۳: die Zukunft



