زبان آلمانی در مقطع A2 دقیقاً همان نقطهای است که شما از جملات ساده و ابتداییِ سطح پایه فاصله میگیرید و قدم در دنیای مکالمات واقعیتر، کاربردیتر و البته کمی چالشبرانگیزتر میگذارید. در این مسیر، یکی از بزرگترین دغدغههای زبانآموزان، گسترش هدفمند دایره واژگان است تا بتوانند بدون مکث و با اعتمادبهنفس صحبت کنند. اگر در حال حاضر به درس یازدهم کتاب Starten Wir سطح A2 رسیدهاید، به شما تبریک میگوییم؛ چرا که لغات این بخش، کلید طلایی شما برای درک مطلب بهتر و برقراری ارتباط روانتر در موقعیتهای روزمره آلمانیزبان هستند.
اما بیایید واقعبین باشیم؛ حفظ کردن یک لیست طولانی و خشک از کلمات، نه تنها خستهکننده است، بلکه خیلی زود از حافظه پاک میشود! ما در این مقاله، روش سنتی را کنار گذاشتهایم. شما در اینجا به جامعترین لیست لغات درس یازدهم کتاب Starten Wir سطح A2 دسترسی خواهید داشت که با وسواس کامل دستهبندی شدهاند. تمامی اسامی همراه با آرتیکلهای ضروری (Der, Die, Das) و فرم جمع دقیقشان ارائه شدهاند تا پایههای گرامری شما از همین حالا اصولی شکل بگیرد.
مهمتر از همه، از آنجایی که موفقیت در آزمونهای بینالمللی (مانند گوته یا ÖSD) نیازمند مهارت شنیداری قوی است، تمامی این لغات همراه با تلفظ صوتی اختصاصی در اختیار شما قرار گرفتهاند. شنیدن تلفظ نیتیو و تکرار آن، به شما کمک میکند تا لهجهای استاندارد داشته باشید و در بخش گفتاری (Sprechen) بینقص عمل کنید.
رسالت اصلی ما در آکادمی ایزی دویچ این است که یادگیری زبان آلمانی را از یک غول ترسناک، به یک تجربه شیرین و ساختاریافته تبدیل کنیم. پس اگر آمادهاید تا واژگان این درس را به حافظه بلندمدت خود بسپارید، هدفونتان را بردارید، دفترچه یادداشت خود را باز کنید و در ادامه این مطلبِ آموزشی با ما همراه شوید!
بخش اول:لغات امور بانکی در آلمانی (Geldgeschäfte)
کی از مهمترین چالشهای هر زبانآموزی هنگام مهاجرت به کشورهای آلمانیزبان، انجام کارهای اداری و مالی است. در بخش اول از لغات درس یازدهم کتاب Starten Wir سطح A2، دقیقاً به سراغ همین موضوع حیاتی میرویم: امور بانکی (Geldgeschäfte). یادگیری این دسته از واژگان به شما کمک میکند تا با اعتمادبهنفس کامل وارد بانک شوید، حساب جدیدی باز کنید (ein Konto führen)، پول حواله کنید و یا قراردادهای مالی را بهخوبی متوجه شوید.
در جدولی که در ادامه برای شما آماده کردهایم، تمامی افعال پرکاربرد بانکی مانند حواله کردن پول (überweisen) و پسانداز کردن (sparen) به همراه زمان گذشته (Präteritum) و حالت کامل (Perfekt) آنها ذکر شده است تا خیالتان از بابت گرامر این افعال راحت باشد. همچنین اسامی مهمی مثل وام (der Kredit) و بانکداری اینترنتی (Online-Banking) همراه با آرتیکلهای دقیق و فرم جمع قرار گرفتهاند.
نکته آموزشی: فراموش نکنید که یادگیری اصولیِ این لغات به همراه تکرار و تمرین تلفظ صوتی که در اختیار شما قرار دادهایم، کلید موفقیت شما در مکالمات روزمره و آزمونهای زبان آلمانی است. لغات زیر را همراه با صوت گوش دهید و همزمان به دیکته آنها در جدول دقت کنید:
| کلمه/عبارت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی با ترجمه |
|---|---|---|
| das Geldgeschäft, -e Nomen | امور مالی / بانکی | Ich erledige meine Geldgeschäfte online. من امور مالیام را آنلاین انجام میدهم. |
| sparen Verb | پسانداز کردن | Wir sparen für ein neues Auto. ما برای یک ماشین جدید پسانداز میکنیم. |
| überweisen Verb | حواله کردن / انتقال پول | Ich muss heute die Miete überweisen. من باید امروز اجاره را حواله کنم. |
| wechseln Verb | تبدیل کردن / خرد کردن | Kann ich hier Euro in Dollar wechseln? آیا میتوانم اینجا یورو را به دلار تبدیل کنم؟ |
| der Kredit, -e Nomen | وام / اعتبار | Er braucht einen Kredit für das Haus. او برای خانه به یک وام نیاز دارد. |
| der Vertrag, -¨e Nomen | قرارداد | Bitte lesen Sie den Vertrag genau. لطفاً قرارداد را دقیق بخوانید. |
| unterschreiben Verb | امضا کردن | Wo muss ich unterschreiben? کجا باید امضا کنم؟ |
| zurückbekommen Verb | پس گرفتن | Wann bekomme ich mein Geld zurück? کِی پولم را پس میگیرم؟ |
| das Konto, Konten Nomen | حساب بانکی | Ich möchte ein Konto eröffnen. میخواهم یک حساب بانکی باز کنم. |
| ein Konto führen Ausdruck | داشتن / مدیریت حساب بانکی | Das Konto zu führen ist kostenlos. مدیریت (نگهداری) این حساب رایگان است. |
| abfragen Verb | استعلام گرفتن / چک کردن | Er möchte seinen Kontostand abfragen. او میخواهد موجودی حسابش را استعلام بگیرد. |
| der Mausklick, -s Nomen | کلیکِ موس | Das geht mit nur einem Mausklick. این کار فقط با یک کلیک موس انجام میشود. |
| das Online-Banking Nomen | بانکداری اینترنتی | Nutzt du Online-Banking? آیا از بانکداری اینترنتی استفاده میکنی؟ |
| das Budget, -s Nomen | بودجه | Unser Budget für den Urlaub ist klein. بودجه ما برای تعطیلات کم است. |
| prüfen Verb | بررسی کردن | Die Bank prüft meine Daten. بانک اطلاعات مرا بررسی میکند. |
| günstig Adjektiv | مناسب / مقرونبهصرفه | Dieser Kredit ist sehr günstig. این وام بسیار مقرونبهصرفه است. |
| der Schalter, - Nomen | باجه / گیشه | Gehen Sie bitte zum Schalter 3. لطفاً به باجه ۳ بروید. |
| die Milliarde, -n Nomen / Zahl | میلیارد | Das Projekt kostet eine Milliarde Euro. این پروژه یک میلیارد یورو هزینه دارد. |
تمرین مکالمه: در بانک و کارهای مالی
Hallo Max! Was machst du am Computer?
سلام مکس! پای کامپیوتر داری چیکار میکنی؟
Ich nutze das Online-Banking. Ich muss die Miete überweisen.
دارم از بانکداری اینترنتی استفاده میکنم. باید اجاره را حواله کنم.
Das ist praktisch! Gehst du nicht mehr zum Schalter in der Bank?
این خیلی کاربردیه! دیگه به باجه توی بانک نمیری؟
Nein, mit einem Mausklick kann ich mein Konto abfragen und alles erledigen.
نه، با یک کلیک موس میتونم حسابم رو چک کنم و همه کارها را انجام بدم.
خودتان را بیازمایید: یک کوییز کوتاه
۱. معنی فعل «überweisen» چیست و حالت گذشته کامل (Perfekt) آن چگونه نوشته میشود؟
۲. حالت جمع کلمه «der Vertrag» (قرارداد) در زبان آلمانی چه میشود؟
نمایش پاسخها
پاسخ ۱: به معنی «حواله کردن/انتقال پول» است و پرفکت آن «hat überwiesen» میشود.
پاسخ ۲: die Verträge (با اوملاوت روی حرف a).
بخش دوم: لغات رسانه و مدیا (Medien) با ترجمه
در بخش دوم از لغات درس یازدهم کتاب Starten Wir سطح A2، با واژگانی آشنا میشویم که برای صحبت درباره رسانهها (Medien)، تغییرات روزمره و گزارشهای خبری کاربرد فراوانی دارند. یادگیری این کلمات به شما کمک میکند تا بتوانید به راحتی درباره برنامههای تلویزیونی، کلیپهای ویدیویی و تحولات پیرامون خود به زبان آلمانی اظهار نظر کنید.
نکته طلایی گرامری در این بخش: یکی از مهمترین افعال کاربردی در زبان آلمانی، فعل «gehen um» (به معنای: درباره چیزی بودن / موضوع چیزی بودن) است. به خاطر داشته باشید که این فعل همیشه با حرف اضافه um و حالت Akkusativ (آکوزاتیو) میآید. (مثال: ?Worum geht es – موضوع چیست؟).
در جدول زیر، تمامی لغات این بخش همراه با آرتیکل، حالت جمع، مثالهای کاربردی و ترجمه دقیق برای شما عزیزان در سایت ایزی دویچ گردآوری شده است. حتماً تلفظ صوتی کلمات را چندین بار گوش دهید و با دیالوگ و کوییز انتهای جدول، یادگیری خود را تثبیت کنید!
| لغت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی (با ترجمه) |
|---|---|---|
| der Wandel Nomen | تغییر، تحول | Der Wandel in den Medien ist sehr schnell. تحول در رسانهها بسیار سریع است. |
| tot Adjektiv | مرده | Das Radio ist noch nicht tot. رادیو هنوز نمرده است (هنوز کاربرد دارد). |
| es geht weiter Phrase | ادامه دارد، پیش میرود | Trotz der Probleme geht das Leben weiter. با وجود مشکلات، زندگی ادامه دارد. |
| tabu Adjektiv | تابو، ممنوعه | Über dieses Thema zu sprechen, ist hier tabu. صحبت کردن درباره این موضوع در اینجا تابو (ممنوع) است. |
| die Kuh Pl: die Kühe | گاو | Die Kuh gibt uns Milch. گاو به ما شیر میدهد. |
| aufbauen Verb (trennb.) | ساختن، ایجاد کردن، بنا کردن | Wir müssen eine neue Webseite aufbauen. ما باید یک وبسایت جدید بسازیم. |
| die Medien Pluralwort | رسانهها | Die sozialen Medien sind heute sehr wichtig. رسانههای اجتماعی امروزه بسیار مهم هستند. |
| der Clip Pl: die Clips | کلیپ (ویدیوی کوتاه) | Hast du diesen lustigen Clip gesehen? آیا این کلیپ خندهدار را دیدهای؟ |
| gehen um (+ Akkusativ) Verb | مربوط بودن به، موضوعِ ... بودن | In dem Film geht es um eine Liebesgeschichte. در این فیلم، موضوع درباره یک داستان عاشقانه است. |
| die Reportage Pl: die Reportagen | گزارش، رپرتاژ | Die Reportage über die Natur war fantastisch. گزارش درباره طبیعت فوقالعاده بود. |
| folgend Adjektiv | زیر، بعدی، در پی آمده | Lesen Sie bitte den folgenden Text. لطفاً متن زیر را بخوانید. |
💬 مکالمه کوتاه (Dialog)
Lukas: Hast du die neue Reportage im Fernsehen gesehen?
لوکاس: آیا گزارش جدید را در تلویزیون دیدی؟
Sarah: Nein, worum ging es?
سارا: نه، موضوعش درباره چی بود؟
Lukas: Es ging um den Wandel in den sozialen Medien. Ich schicke dir einen kurzen Clip davon.
لوکاس: موضوع درباره تحول در شبکههای اجتماعی بود. یک کلیپ کوتاه از آن را برایت میفرستم.
📝 کوییز کوتاه (Quiz)
سوال ۱: حرف اضافه صحیح برای فعل «gehen» (به معنای موضوعِ چیزی بودن) چیست؟
- a) über (+ Akkusativ)
- b) um (+ Akkusativ) ✅
- c) von (+ Dativ)
سوال ۲: جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید: "Das Radio ist noch nicht ............. ."
- a) tot ✅
- b) tabu
- c) folgend
بخش سوم: اصطلاحات بازی و قوانین (Spiele und Regeln) در آلمانی
در بخش سوم از درس یازدهم کتاب Starten Wir سطح A2، با کلمات و اصطلاحاتی آشنا میشویم که برای انجام بازیهای گروهی، توضیح قوانین و استفاده از اشیاء کاربرد دارند. یادگیری این کلمات به شما کمک میکند تا در دورهمیهای دوستانه به زبان آلمانی مشارکت کنید و به راحتی بازیهای مختلف را انجام دهید.
یکی از قیدهای بسیار مهم در این بخش کلمه abwechselnd (به نوبت) است که در مکالمات روزمره کاربرد فراوانی دارد. همچنین فعل mischen که هم به معنای مخلوط کردن و هم برای «بُر زدن کارتهای بازی» استفاده میشود، از افعال کلیدی این بخش است. در جدول زیر، این کلمات را همراه با آرتیکلها، حالت جمع و مثالهای کاربردی در قالب جملات آلمانی مرور میکنیم. حتماً به تلفظ صوتی هر کلمه نیز دقت کنید.
| کلمه/عبارت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی با ترجمه |
|---|---|---|
| ein Spiel spielen Phrase | بازی کردن | Wollen wir heute Abend ein Spiel spielen? آیا میخواهیم امشب یک بازی انجام دهیم؟ |
| leeren Verb | خالی کردن | Er leert seinen Rucksack auf den Tisch. او کولهپشتیاش را روی میز خالی میکند. |
| mischen Verb | بُر زدن (کارت) / مخلوط کردن | Bitte mischen Sie die Karten gut. لطفاً کارتها را خوب بُر بزنید. |
| abwechselnd Adverb | به نوبت / متناوب | Wir ziehen abwechselnd eine Karte. ما به نوبت یک کارت میکشیم. |
| der Gegenstand, -¨e Nomen | شیء / وسیله / موضوع | Was ist das für ein Gegenstand? این چه وسیلهای (شیئی) است؟ |
| klar Adjektiv | واضح / روشن / مشخص | Die Regeln des Spiels sind ganz klar. قوانین بازی کاملاً واضح هستند. |
| die Regel, -n Nomen | قانون / قاعده | Du musst dich an die Regeln halten. تو باید به قوانین پایبند باشی. |
تمرین مکالمه: شروع یک بازی رومیزی
Lass uns ein Spiel spielen! Sind die Regeln klar?
بیا یک بازی انجام دهیم! آیا قوانین واضح هستند؟
Noch nicht ganz. Kannst du sie mir erklären?
هنوز نه کاملاً. میتوانی آنها را برایم توضیح دهی؟
Natürlich. Wir mischen zuerst die Karten und dann ziehen wir abwechselnd.
البته. اول کارتها را بُر میزنیم و بعد به نوبت (کارت) میکشیم.
Alles klar! Wer fängt an?
کاملاً متوجه شدم! چه کسی شروع میکند؟
خودتان را بیازمایید: یک کوییز کوتاه
۱. کلمه آلمانی برای عبارت «به نوبت» چیست؟
۲. حالت جمع صحیح برای کلمه «der Gegenstand» (شیء) کدام است؟
نمایش پاسخها
پاسخ ۱: abwechselnd
پاسخ ۲: die Gegenstände (دقت کنید که هم پسوند -e میگیرد و هم املائوت -¨ روی حرف a مینشیند).
بخش چهارم :لغات روابط عاطفی و مشارکت (Partnerschaft) در زبان آلمانی
در بخش چهارم از درس ۱۱ کتاب Starten Wir، به سراغ واژگان مرتبط با روابط عاطفی و مشارکت (Partnerschaft) میرویم. یادگیری این لغات به شما کمک میکند تا درباره احساسات، روابط زوجین و خواستههای خود در زبان آلمانی صحبت کنید. یکی از اصطلاحات بسیار زیبا و کاربردی در این بخش، عبارت von Herzen kommen است که برای بیان کلماتی که «از صمیم قلب» گفته میشوند، استفاده میگردد. همچنین فعل teilen (به اشتراک گذاشتن) از افعال کلیدی برای توصیف یک رابطه سالم است.
| کلمه/عبارت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی با ترجمه |
|---|---|---|
| die Partnerschaft, -en Nomen | رابطه / مشارکت | Vertrauen ist wichtig für eine gute Partnerschaft. اعتماد برای یک رابطه (مشارکت) خوب مهم است. |
| das Paar, -e Nomen | زوج / جفت | Anna und Lukas sind ein glückliches Paar. آنا و لوکاس یک زوج خوشبخت هستند. |
| teilen Verb | تقسیم کردن / به اشتراک گذاشتن | Wir teilen alle Geheimnisse miteinander. ما تمام رازها را با یکدیگر به اشتراک میگذاریم. |
| der Wunsch, -¨e Nomen | آرزو / خواسته | Ich habe nur einen Wunsch für die Zukunft. من برای آینده فقط یک آرزو دارم. |
| der Liebesbrief, -e Nomen | نامه عاشقانه | Er hat ihr einen langen Liebesbrief geschrieben. او برایش یک نامه عاشقانه طولانی نوشت. |
| von Herzen kommen Phrase | از ته دل بودن / از صمیم قلب بودن | Seine Worte kommen wirklich von Herzen. حرفهای او واقعاً از ته دل هستند. |
تمرین مکالمه: صحبت درباره یک رابطه
Hast du meinen Liebesbrief gelesen?
آیا نامه عاشقانه من را خواندی؟
Ja, er war wunderschön. Deine Worte kommen wirklich von Herzen.
بله، بسیار زیبا بود. حرفهایت واقعاً از ته دل هستند.
Das freut mich. Ich denke, in einer guten Partnerschaft muss man seine Gefühle teilen.
خوشحالم. من فکر میکنم در یک رابطه خوب، آدم باید احساساتش را به اشتراک بگذارد.
Da hast du recht. Wir sind ein tolles Paar!
حق با توست. ما زوج فوقالعادهای هستیم!
خودتان را بیازمایید: یک کوییز کوتاه
۱. برای گفتن عبارت «از صمیم قلب» در آلمانی از چه اصطلاحی استفاده میشود؟
۲. فرم جمع صحیح برای کلمه «der Wunsch» کدام است؟
نمایش پاسخها
پاسخ ۱: von Herzen kommen
پاسخ ۲: die Wünsche (حرف u یک اوملاوت میگیرد و پسوند e به انتهای آن اضافه میشود).
بخش 5 :آموزش لغات کاربردی و گرامر ob در زبان آلمانی
در این بخش از آموزش زبان آلمانی، با مجموعهای از کلمات بسیار کاربردی آشنا میشویم که به شما کمک میکنند مکالمات طبیعیتر و پیچیدهتری داشته باشید. یکی از مهمترین کلمات این لیست، حرف ربط «ob» است. در زبان آلمانی از این کلمه برای ساختن سوالات غیرمستقیم به معنای (آیا / که آیا) استفاده میشود. نکته طلایی گرامری این است که وقتی از ob در یک جمله پیرو (Nebensatz) استفاده میکنید، فعل صرفشده باید به انتهای جمله منتقل شود. تسلط بر این ساختار برای قبولی در آزمونهای آلمانی و مکالمه روان ضروری است.
علاوه بر مباحث گرامری، یادگیری صفات پرکاربرد برای توصیف شرایط روزمره اهمیت بالایی دارد. با استفاده از صفاتی مانند «einfach» (ساده / راحت) و «normal» (عادی / طبیعی) میتوانید نظرات خود را درباره میزان سختی یا عادی بودن اتفاقات مختلف بیان کنید. همچنین کلمه «ähnlich» (شبیه / مشابه) زمانی به کار میرود که بخواهید دو شخص، شیء یا موقعیت را با هم مقایسه کنید و شباهتهای آنها را در مکالمه نشان دهید.
در نهایت، برای گسترش دایره لغات در موضوعات سرگرمی، هنر و سفر، با کلماتی مانند «die Seilbahn» (تلهکابین) که در مناطق کوهستانی آلمان، اتریش و سوئیس بسیار رایج است، و فعل «zeichnen» (طراحی کردن با مداد یا قلم) آشنا میشوید. یادگیری این افعال و اسامی به شما کمک میکند تا درباره علایق و تجربیات خود با اعتماد به نفس بیشتری صحبت کنید. در ادامه میتوانید این کلمات را در قالب جدول، دیالوگ کاربردی و تمرین یاد بگیرید.
| کلمه آلمانی | معنی فارسی | نقش کلمه / توضیحات |
|---|---|---|
| ob | آیا (که آیا) | حرف ربط (برای جملات پیرو) |
| normal | عادی / معمولی | صفت |
| einfach | ساده / آسان / بهسادگی | صفت / قید |
| ähnlich | شبیه / مشابه | صفت |
| die Seilbahn, -en | تلهکابین | اسم (مؤنث) |
| zeichnen | طراحی کردن / نقاشی کشیدن (با خطوط) | فعل |
دیالوگ نمونه (Ein kurzes Gespräch)
Lukas: Weißt du, ob die Seilbahn heute fährt?
لوکاس: میدانی آیا تلهکابین امروز کار میکند؟
Anna: Ja, das ist an einem Wochenende normal. Das Wetter ist toll!
آنا: بله، این در آخر هفته عادی است. هوا عالی است!
Lukas: Super! Wir können oben auf dem Berg etwas zeichnen. Das ist einfach und entspannend.
لوکاس: عالیه! میتوانیم بالای کوه چیزی طراحی کنیم. این ساده و آرامبخش است.
Anna: Gute Idee! Unsere Bilder werden bestimmt sehr ähnlich sein.
آنا: ایده خوبیه! نقاشیهای ما حتماً خیلی شبیه هم خواهند شد.
کوئیز کوتاه (Kurzes Quiz)
۱. معنی کلمه «ähnlich» چیست؟
۲. کدام کلمه به معنی «طراحی کردن / نقاشی کشیدن» است؟
بخش هفتم: آموزش واژگان ادبیات و خواندن در زبان آلمانی
یکی از مهمترین مهارتها در یادگیری زبان آلمانی، مهارت خواندن (Leseverstehen) است. چه در حال آمادگی برای آزمونهای بینالمللی گوته و ÖSD باشید و چه بخواهید از ادبیات غنی آلمانیزبانان لذت ببرید، تسلط بر واژگان مرتبط با متن، شعر و خواندن امری ضروری است. در این بخش، به بررسی کلمات و اصطلاحاتی میپردازیم که به شما کمک میکنند متون ادبی را بهتر درک کنید و در کلاسهای زبان یا مکالمات روزمره درباره آنها صحبت کنید.
فعل lesen در آلمانی؛ کلید ورود به دنیای متون
پایه و اساس درک مطلب، فعل بیقاعده lesen (خواندن) است. از آنجایی که این فعل در مکالمات روزمره و آکادمیک بسیار پرکاربرد است، یادگیری صرف آن در زمانهای مختلف اهمیت بالایی دارد (میخواند: liest، خواند: las، خوانده است: hat gelesen). مهارت خواندن نه تنها دایره لغات شما را گسترش میدهد، بلکه به درک بهتر ساختارهای پیچیده گرامری نیز کمک میکند.
واژگان کاربردی برای تحلیل متن: از سطرها تا شعرهای آلمانی
برای توصیف دقیق یک متن یا اثر ادبی، به واژگان تخصصیتری نیاز دارید. کلمات زیر از مهمترین اسمهایی هستند که در این زمینه با آنها روبرو میشوید:
- شعر (das Gedicht): ادبیات آلمان با نامهایی چون گوته و شیلر گره خورده است. کلمه das Gedicht (با حالت جمع die Gedichte) برای اشاره به اشعار به کار میرود. خواندن و حفظ کردن اشعار کوتاه آلمانی، تمرینی عالی برای بهبود تلفظ و درک ریتم زبان است.
- سطر یا خط (die Zeile): زمانی که میخواهید به بخش خاصی از یک متن یا شعر ارجاع دهید، از کلمه die Zeile (جمع: die Zeilen) استفاده میکنید. یک اصطلاح بسیار معروف و کاربردی در زبان آلمانی «zwischen den Zeilen lesen» است که دقیقاً معادل «خواندن بین خطوط» یا درک مفاهیم پنهان یک متن در زبان فارسی است.
- جمله قصار یا ضربالمثل (der Spruch): کلمه der Spruch (با حالت جمع die Sprüche) کاربرد بسیار وسیعی دارد. از این کلمه برای اشاره به جملات الهامبخش، شعارها، نقلقولهای کوتاه و حتی ضربالمثلها استفاده میشود. اگر در شبکههای اجتماعی نقلقولهای زیبا میخوانید، در واقع در حال خواندن Sprüche هستید.
تکنیکهای خواندن در کلاس زبان: عبارت im Chor lesen
یکی از تمرینات رایج در کلاسهای آموزش زبان آلمانی (به ویژه در سطوح پایه)، تکنیک im Chor lesen است. این عبارت فعلی به معنای «دستهجمعی خواندن» یا «همخوانی کردن» یک متن است. وقتی زبانآموزان یک سطر (die Zeile) یا یک شعر (das Gedicht) را با هم و با صدای بلند میخوانند، استرس صحبت کردن در جمع کاهش یافته و تلفظ کلمات و لحن جملات (Intonation) به شکل چشمگیری بهبود مییابد.
با یادگیری این واژگان، شما نه تنها میتوانید در کلاس زبان مشارکت فعالتری داشته باشید، بلکه میتوانید نظرات خود را درباره متنی که خواندهاید به راحتی بیان کنید. در ادامه میتوانید کاربرد این کلمات را در قالب جدول، مکالمه نمونه و کوییز تعاملی مشاهده و تمرین کنید.
واژگان ادبیات و خواندن (Teil 6) در زبان آلمانی
جدول واژگان
| کلمه / عبارت آلمانی | حالت جمع / توضیحات | معنی فارسی |
|---|---|---|
| lesen | فعل (liest, las, hat gelesen) | خواندن |
| das Gedicht | die Gedichte | شعر |
| die Zeile | die Zeilen | سطر، خط |
| der Spruch | die Sprüche | جمله قصار، شعار، ضربالمثل |
| im Chor lesen | عبارت فعلی | دستهجمعی خواندن / همخوانی کردن |
دیالوگ نمونه (Ein Gedicht lesen)
(آنا، آیا شعر را برای کلاس آلمانی خواندهای؟)
(بله، من جمله قصار در سطر اول را به طور ویژه دوست دارم.)
(معلم گفت که ما باید فردا آن را دستهجمعی بخوانیم.)
(اوه، آن قطعاً جالب خواهد شد!)



