به یکی از مهمترین و کاربردیترین ایستگاههای یادگیری زبان آلمانی در سطح A2 خوش آمدید! اگر تا به اینجا مسیر یادگیری را با موفقیت طی کردهاید، به شما تبریک میگوییم؛ چرا که رسیدن به درس دهم کتاب Starten Wir نشاندهنده تعهد و پشتکار شماست. اما چرا لغات این درس از اهمیت فوقالعادهای برخوردارند؟
در سطح A2، شما از مکالمات ابتدایی فاصله گرفته و باید بتوانید درباره موضوعات پیچیدهتر روزمره، تجربیات شخصی، مشاغل و برنامهریزیهای آینده به راحتی صحبت کنید. درس دهم دقیقاً روی همین مهارتها دست میگذارد. بسیاری از زبانآموزان در بخشهای نوشتاری (Schreiben) و گفتاری (Sprechen) آزمونهای معتبری مانند گوته (Goethe-Zertifikat) و تلک (telc) به دلیل کمبود دایره واژگان پیشرفتهتر نمره از دست میدهند. ما در ایزی دویچ این مشکل را برای شما حل کردهایم.
در این مقاله، قصد نداریم فقط یک لیست خشک و بیروح از کلمات را به شما ارائه دهیم. ما تمام لغات درس دهم کتاب Starten Wir سطح A2 را به صورت کاملاً ساختاریافته، بخش به بخش و همراه با امکانات زیر برایتان آماده کردهایم تا بیشترین بازدهی را داشته باشید:
- تلفظ صوتی دقیق (Audio): یکی از بزرگترین چالشهای زبانآموزان، تلفظ صحیح کلمات آلمانی است. با گوش دادن به تلفظ صوتی هر کلمه در جداول این مقاله، لهجه خود را به نیتیو اسپیکرها (Native Speakers) نزدیکتر کنید.
- ترجمه روان و کاربردی: معانی کلمات دقیقاً بر اساس کاربرد آنها در متن کتاب و مکالمات واقعی تنظیم شدهاند.
- آرتیکلها و حالت جمع: هیچ کلمهای را بدون آرتیکل (der, die, das) و شکل جمع آن یاد نخواهید گرفت؛ این یک قانون طلایی در گرامر آلمانی است!
- مثالها و دیالوگهای کاربردی: کلمات را در قالب جملات یاد میگیرید تا نحوه استفاده از آنها در ذهن شما حک شود.
الگوریتمهای یادگیری مغز نشان میدهند که خواندن پراکنده کلمات کمکی به حافظه بلندمدت نمیکند. با مطالعه پیوسته و کامل این مقاله و استفاده از کوییزها و دیالوگهای تعاملی که در هر بخش قرار دادهایم، نه تنها زمان خود را ذخیره میکنید، بلکه با اعتماد به نفس کامل برای آزمون نهایی و ورود به سطح B1 آماده میشوید.
پس دفترچه یادداشت خود را بردارید، بخش به بخش با ما همراه شوید و با تکرار تلفظهای صوتی، این کلمات را برای همیشه در حافظه خود ثبت کنید!
لغات آلمانی درباره مرکز خرید و جهتیابی (بخش اول درس ۱۰)
در اولین بخش از درس دهم کتاب Starten Wir، با واژگان بسیار کاربردی مرتبط با مراکز خرید (das Einkaufszentrum) و جهتیابی در آنها آشنا میشویم. خرید کردن در کشورهای آلمانیزبان نیازمند دانستن اصطلاحات دقیقی برای آدرسپرسیدن و پیدا کردن بخشهای مختلف است؛ مانند طبقات (مثلاً das Untergeschoss یا طبقه زیرزمین)، ورودی و خروجیها (der Eingang و der Ausgang) و بخشهای اختصاصی فروشگاه نظیر پوشاک زنانه، مردانه و بچگانه.
یکی از نکات مهم گرامری در این بخش، توجه به ساختار کلمات مرکب (Komposita) است. در زبان آلمانی، کلماتی مانند die Lederjacke (کاپشن چرم) یا die Joggingschuhe (کفشهای دویدن) از ترکیب دو کلمه ساخته شدهاند و قانون طلایی این است که آرتیکل و حالت جمع همیشه از کلمه دوم (هسته کلمه) گرفته میشود. یادگیری این لغات به شما کمک میکند تا در موقعیتهای واقعی، از پیدا کردن پارکینگ (die Tiefgarage) گرفته تا استفاده از دستگاه خودپرداز (der EC-Automat) کاملاً مستقل عمل کنید و در بخش مکالمه (Sprechen) آزمونهای سطح A2 نیز عملکردی مسلط و روان داشته باشید.
| کلمه/عبارت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی با ترجمه |
|---|---|---|
| der Enkel, - Nomen | نوه (پسر) | Mein Enkel ist fünf Jahre alt. نوه (پسر) من پنج ساله است. |
| die Enkelin, -nen Nomen | نوه (دختر) | Ihre Enkelin geht schon in die Schule. نوه او (دختر) الان به مدرسه میرود. |
| der Onkel, - Nomen | دایی / عمو | Mein Onkel lebt in Berlin. دایی/عموی من در برلین زندگی میکند. |
| die Tante, -n Nomen | خاله / عمه | Wir besuchen am Wochenende unsere Tante. ما آخر هفته به دیدن خاله/عمهمان میرویم. |
| der Sohn, -¨e Nomen | پسر (فرزند) | Sie haben einen Sohn und zwei Töchter. آنها یک پسر و دو دختر دارند. |
| die Tochter, -¨ Nomen | دختر (فرزند) | Seine Tochter studiert Medizin. دختر او پزشکی میخواند. |
| der Cousin, -s Nomen | پسرخاله / پسرعمو / پسردایی / پسرعمه | Mein Cousin spielt gut Fußball. پسرخاله/پسرعموی من خوب فوتبال بازی میکند. |
| die Cousine, -n Nomen | دخترخاله / دخترعمو / دختردایی / دخترعمه | Ich telefoniere oft mit meiner Cousine. من اغلب با دخترخاله/دخترعمویم تلفنی صحبت میکنم. |
| die Verwandten Pluralwort | بستگان / خویشاوندان | Alle meine Verwandten kommen zur Party. همه بستگان من به مهمانی میآیند. |
| der Stammbaum, -¨e Nomen | شجرهنامه / درخت خانوادگی | Wir zeichnen unseren Stammbaum. ما در حال کشیدن شجرهنامه خودمان هستیم. |
| die Kernfamilie, -n Nomen | خانواده هستهای (فقط پدر، مادر و فرزندان) | Die Kernfamilie besteht aus Eltern und Kindern. خانواده هستهای شامل والدین و فرزندان است. |
| die Multikulti-Familie, -n Nomen | خانواده چندفرهنگی (چندملیتی) | In einer Multikulti-Familie spricht man oft mehrere Sprachen. در یک خانواده چندفرهنگی معمولاً به چند زبان صحبت میشود. |
| die Patchwork-Familie, -n Nomen | خانواده ترکیبی (حاصل از ازدواجهای قبلی) | Sie leben in einer Patchwork-Familie mit vier Kindern. آنها در یک خانواده ترکیبی با چهار فرزند زندگی میکنند. |
| schwanger Adjektiv | باردار / حامله | Meine Schwester ist im fünften Monat schwanger. خواهر من در ماه پنجم بارداری است. |
تمرین مکالمه: صحبت درباره خانواده
Hallo Max! Was machst du da?
سلام مکس! داری چیکار میکنی؟
Ich zeichne meinen Stammbaum für den Deutschkurs.
من دارم شجرهنامهام را برای کلاس آلمانی میکشم.
Das ist interessant! Hast du viele Verwandte?
جالبه! آیا بستگان زیادی داری؟
Ja, meine Tante hat eine Patchwork-Familie und meine Schwester ist schwanger!
بله، خالهام یک خانواده ترکیبی دارد و خواهرم باردار است!
خودتان را بیازمایید: یک کوییز کوتاه
۱. حالت جمع کلمه «der Sohn» (پسر) در زبان آلمانی چیست؟
۲. به خانوادهای که فقط از پدر، مادر و فرزندان تشکیل شده است در آلمانی چه میگویند؟
نمایش پاسخها
پاسخ ۱: die Söhne (با اوملاوت)
پاسخ ۲: die Kernfamilie (خانواده هستهای)
لغات آلمانی برای توصیف اشیاء و بیان جنس آنها (بخش دوم درس ۱۰)
در این بخش از درس دهم کتاب Starten Wir A2، یاد میگیریم که چگونه اشیاء مختلف (Dinge) را توصیف کنیم. توصیف اشیاء (Dinge beschreiben) یکی از مهارتهای کلیدی در مکالمات روزمره و همچنین بخش صحبت کردن (Sprechen) آزمونهای آلمانی است؛ به خصوص زمانی که میخواهید ظاهر، شکل هندسی (مثل گرد یا زاویهدار بودن) و کیفیت یک وسیله را توضیح دهید.
یکی از نکات گرامری بسیار مهم در این بخش، نحوه بیان «جنس» یا «متریال» اشیاء است. در زبان آلمانی برای گفتن اینکه یک وسیله از چه جنسی ساخته شده، از حرف اضافه aus (از) استفاده میکنیم. به عنوان مثال، جمله «Der Tisch ist aus Holz» (میز از چوب است) یک ساختار بسیار رایج و کاربردی برای توصیف وسایل خانه یا خرید کردن است. در ادامه، جدول لغات این بخش را همراه با مثالهای دقیق بررسی میکنیم.
| کلمه/عبارت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی با ترجمه |
|---|---|---|
| Dinge beschreiben Ausdruck | توصیف اشیاء | Wir lernen heute, wie man Dinge beschreibt. ما امروز یاد میگیریم که چطور اشیاء را توصیف کنیم. |
| das Ding, -e Nomen | شیء / وسیله / چیز | Was ist das für ein Ding? این چه چیزی (وسیلهای) است؟ |
| beschreiben Verb | توصیف کردن / شرح دادن | Können Sie die Tasche bitte beschreiben? میتوانید لطفاً کیف را توصیف کنید؟ |
| eckig Adjektiv | زاویهدار / گوشهدار (مربع یا مستطیل شکل) | Der neue Tisch in der Küche ist eckig. میز جدید در آشپزخانه، زاویهدار (مستطیل/مربع) است. |
| rund Adjektiv | گرد / دایرهای | Wir möchten einen runden Teppich kaufen. ما میخواهیم یک فرش گرد بخریم. |
| elegant Adjektiv | شیک / زیبا / باوقار | Das Kleid sieht sehr elegant aus. آن پیراهن بسیار شیک به نظر میرسد. |
| das Material, -ien Nomen | جنس / مواد / متریال | Welches Material bevorzugen Sie? شما چه جنسی (متریالی) را ترجیح میدهید؟ |
| aus Präposition | از (در اینجا برای بیان جنس) | Der Schrank ist aus Holz. کمد از (جنس) چوب است. |
| das Glas Nomen | شیشه / لیوان | Vorsicht! Die Flasche ist aus Glas. احتیاط کن! بطری از جنس شیشه است. |
| das Holz Nomen | چوب | Holz ist ein sehr warmes und natürliches Material. چوب یک متریال بسیار گرم و طبیعی است. |
| die Wolle Nomen | پشم / کاموا | Dieser Pullover ist aus reiner Wolle. این پلیور از پشم خالص است. |
| die Qualität Nomen | کیفیت | Die Qualität von diesem Sofa ist ausgezeichnet. کیفیت این مبل عالی است. |
تمرین مکالمه: خرید و توصیف مبلمان
Guten Tag. Ich suche einen Tisch für mein Esszimmer.
روز بخیر. من دنبال یک میز برای اتاق ناهارخوریام میگردم.
Soll der Tisch rund oder eckig sein?
میز باید گرد باشد یا زاویهدار (مستطیل)؟
Lieber rund. Und aus Holz, bitte nicht aus Glas.
ترجیحاً گرد. و از جنس چوب، لطفاً شیشهای نباشد.
Dieser Holztisch hier ist sehr elegant und hat eine top Qualität.
این میز چوبی اینجا خیلی شیک است و کیفیت درجهیکی دارد.
خودتان را بیازمایید: یک کوییز کوتاه
۱. در زبان آلمانی برای گفتن اینکه یک وسیله از چه جنسی ساخته شده (مثلاً از جنس پشم است)، از چه حرف اضافهای استفاده میکنیم؟
۲. دو صفت متضاد در این درس که برای بیان شکل هندسی (دایرهای در برابر زاویهدار) به کار میروند، کدامند؟
نمایش پاسخها
پاسخ ۱: حرف اضافه aus (مانند: Der Pullover ist aus Wolle).
پاسخ ۲: rund (گرد) و eckig (زاویهدار).
لغات و اصطلاحات آلمانی برای مکالمه با مشتریان و ثبت سفارش (بخش سوم درس ۱۰)
ارتباط مؤثر با مشتریان (Kunden) یکی از مهمترین بخشهای یادگیری زبان آلمانی برای ورود به بازار کار در کشورهای آلمانیزبان است. در این بخش از درس دهم کتاب Starten Wir سطح A2، با عبارات و جملات کلیدی برای صحبت با مشتریان (mit Kunden sprechen) آشنا میشویم.
وقتی کالایی در فروشگاه تمام شده است یا نیاز به ثبت و تغییر سفارش دارید، استفاده از لحن مؤدبانه بسیار اهمیت دارد. در این شرایط، افعال و عباراتی مانند bitten (خواهش کردن) و جملات سؤالی محترمانه مثل ?Dürfen wir es für Sie bestellen (اجازه داریم آن را برای شما سفارش دهیم؟) به شما کمک میکنند تا خدمات مشتری حرفهای و بینقصی ارائه دهید. در جدول زیر، این کلمات و اصطلاحات کاربردی را همراه با مثال بررسی میکنیم.
| کلمه/عبارت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی با ترجمه |
|---|---|---|
| mit Kunden sprechen Ausdruck | صحبت با مشتریان | Als Verkäufer muss man jeden Tag viel mit Kunden sprechen. به عنوان یک فروشنده، آدم باید هر روز زیاد با مشتریان صحبت کند. |
| vorne Adverb | جلو / در قسمت جلو | Die Kasse ist da vorne. صندوق آنجا در قسمت جلو است. |
| nichts mehr Ausdruck | دیگر چیزی نمانده / تمام شده | Tut mir leid, wir haben davon nichts mehr. متأسفم، ما دیگر چیزی از آن نداریم (تمام کردهایم). |
| Dürfen wir es für Sie bestellen? Satz | اجازه داریم آن را برای شما سفارش دهیم؟ | Das Buch ist nicht hier. Dürfen wir es für Sie bestellen? این کتاب اینجا نیست. اجازه داریم آن را برای شما سفارش دهیم؟ |
| die Bestellung, -en Nomen | سفارش | Ihre Bestellung ist heute angekommen. سفارش شما امروز رسید. |
| ändern Verb | تغییر دادن | Kann ich meine Bestellung noch ändern? آیا میتوانم سفارشم را هنوز تغییر دهم؟ |
| im Moment Ausdruck | در حال حاضر / فعلاً | Wir haben im Moment viele Kunden. ما در حال حاضر مشتریان زیادی داریم. |
| Im Moment leider nicht. Satz | در حال حاضر متأسفانه نه. | Haben Sie das in Größe M? – Im Moment leider nicht. آیا این را در سایز M دارید؟ – در حال حاضر متأسفانه نه. |
| bitten (bat, hat gebeten) Verb | درخواست کردن / خواهش کردن | Darf ich Sie um einen Gefallen bitten? میتوانم از شما یک خواهش بکنم؟ |
| Darf ich Sie bitten? Satz | میتوانم از شما خواهش کنم؟ | Darf ich Sie bitten, hier zu warten? میتوانم از شما خواهش کنم اینجا منتظر بمانید؟ |
| Ja, sehr gerne. Ausdruck | بله، با کمال میل. | Helfen Sie mir? – Ja, sehr gerne. به من کمک میکنید؟ – بله، با کمال میل. |
| Aber ja. Ausdruck | البته که بله. / چرا که نه. | Kann ich hier mit Karte zahlen? – Aber ja. میتوانم اینجا با کارت پرداخت کنم؟ – البته که بله. |
| Danke schön. Ausdruck | خیلی ممنون. | Hier ist Ihre Rechnung. – Danke schön. این هم صورتحساب شما. – خیلی ممنون. |
| Vielen Dank. Ausdruck | بسیار سپاسگزارم / خیلی ممنون. | Vielen Dank für Ihre Hilfe. بسیار سپاسگزارم بابت کمک شما. |
تمرین مکالمه: ثبت سفارش در فروشگاه
Entschuldigung, haben Sie diese Tasche auch in Schwarz?
ببخشید، آیا این کیف را در رنگ مشکی هم دارید؟
Lassen Sie mich kurz schauen... Im Moment leider nicht. Wir haben nichts mehr auf Lager.
اجازه بدهید یک لحظه نگاه کنم... در حال حاضر متأسفانه نه. ما دیگر چیزی در انبار نداریم.
Oh, das ist schade.
اوه، حیف شد.
Dürfen wir es für Sie bestellen? Es dauert nur zwei Tage.
اجازه داریم آن را برای شما سفارش دهیم؟ فقط دو روز طول میکشد.
Aber ja, sehr gerne. Wo kann ich es abholen?
البته که بله، با کمال میل. کجا میتوانم آن را تحویل بگیرم؟
Direkt da vorne an der Kasse. Darf ich Sie bitten, hier Ihren Namen zu schreiben?
دقیقاً همان جلو در صندوق. میتوانم از شما خواهش کنم اینجا نامتان را بنویسید؟
Natürlich. Vielen Dank!
البته. خیلی ممنون!
خودتان را بیازمایید: یک کوییز کوتاه
۱. اگر مشتری در مورد موجودی یک کالا بپرسد و شما بخواهید با احترام بگویید «در حال حاضر متأسفانه نه»، از چه عبارتی استفاده میکنید؟
۲. برای پیشنهاد دادنِ سفارش یک کالا برای مشتری، مؤدبانهترین جمله سؤالی که در این درس یاد گرفتیم چیست؟
نمایش پاسخها
پاسخ ۱: عبارت .Im Moment leider nicht
پاسخ ۲: جمله ?Dürfen wir es für Sie bestellen (اجازه داریم آن را برای شما سفارش دهیم؟).
لغات آلمانی درباره قرارهای عاشقانه و جستجوی شریک زندگی (بخش چهارم درس ۱۰)
در دنیای مدرن امروز، پیدا کردن شریک زندگی (die Partnersuche) از طریق وبسایتهای دوستیابی (die Dating-Webseite) به یک موضوع روزمره تبدیل شده است. در این بخش جذاب از کتاب Starten Wir سطح A2، با کلماتی آشنا میشویم که برای توصیف روابط عاطفی، ویژگیهای شخصیتی مانند شوخطبعی (der Humor) و قرار ملاقات (das Date) به کار میروند.
نکته مهم گرامری در این بخش، یادگیری نحوه تعریف و تمجید کردن به زبان آلمانی است. در زبان آلمانی برای عبارت Komplimente machen (تعریف کردن از کسی یا چیزی)، از حرف اضافه über همراه با حالت آکوزاتیو (Akkusativ) استفاده میشود. جدول زیر لیست کامل لغات این بخش همراه با مثالهای کاربردی را نشان میدهد:
| کلمه/عبارت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی با ترجمه |
|---|---|---|
| die Partnersuche, -n Nomen | جستجوی شریک زندگی | Die Partnersuche im Internet ist heute sehr beliebt. جستجوی شریک زندگی در اینترنت امروزه بسیار محبوب است. |
| das Kompliment, -e Nomen | تعریف و تمجید | Vielen Dank für das nette Kompliment! بسیار ممنون بابت تعریف و تمجید محبتآمیزتان! |
| Komplimente machen (über + Akk) Ausdruck | تعریف کردن (از چیزی/کسی) | Er macht oft Komplimente über ihr Aussehen. او اغلب از ظاهر او (زن) تعریف میکند. |
| Komplimente bekommen Ausdruck | تعریف و تمجید دریافت کردن | Jeder Mensch freut sich, wenn er Komplimente bekommt. هر انسانی وقتی تعریف میشنود (دریافت میکند) خوشحال میشود. |
| der Flirt-Kurs, -e Nomen | دوره آموزش دلبری / معاشرت | Ein Experte leitet den Flirt-Kurs für Singles. یک متخصص دوره معاشرت (فلرت) را برای مجردها هدایت میکند. |
| der Single, -s Nomen | مجرد / سینگل | Viele Singles suchen online nach der großen Liebe. بسیاری از مجردها به صورت آنلاین به دنبال عشق بزرگ میگردند. |
| emotional Adjektiv | احساسی / عاطفی | Sie ist ein sehr emotionaler Mensch. او یک انسان بسیار احساسی است. |
| die Nähe Nomen | نزدیکی / صمیمیت | In einer Beziehung ist emotionale Nähe sehr wichtig. در یک رابطه، صمیمیتِ (نزدیکی) عاطفی بسیار مهم است. |
| der Humor Nomen | شوخطبعی | Mein Traummann muss viel Humor haben. مرد رویاهای من باید شوخطبعی زیادی داشته باشد. |
| das Date, -s Nomen | قرار ملاقات (عاشقانه) | Mein erstes Date mit ihm war wunderbar. اولین قرار من با او فوقالعاده بود. |
| die Dating-Webseite, -n Nomen | وبسایت دوستیابی | Sie haben sich über eine Dating-Webseite kennengelernt. آنها از طریق یک وبسایت دوستیابی با هم آشنا شدند. |
| das Profil, -e Nomen | پروفایل / نمایه | Er hat ein interessantes Profil im Internet. او یک پروفایل جالب در اینترنت دارد. |
| die Dame, -n Nomen | خانم (فرم محترمانه) | Diese schöne Rose ist für die Dame. این رز زیبا برای این خانم است. |
| der Experte, -n Nomen | کارشناس / متخصص | Der Experte gibt Tipps für das erste Date. کارشناس نکاتی را برای اولین قرار ملاقات ارائه میدهد. |
| die Freizeitaktivität, -en Nomen | فعالیت اوقات فراغت | Welche Freizeitaktivitäten machen Sie gerne? دوست دارید چه فعالیتهای اوقات فراغتی انجام دهید؟ |
| die Rose, -n Nomen | گل رز | Er hat ihr eine rote Rose geschenkt. او به آن دختر یک رز قرمز هدیه داد. |
تمرین مکالمه: صحبت درباره یک قرار ملاقات آنلاین
Hey Sarah, wie war dein Date gestern?
هی سارا، قرار دیروزت چطور بود؟
Es war toll! Er hat viel Humor und hat mir schöne Komplimente gemacht.
عالی بود! او شوخطبعی زیادی دارد و از من تعریفهای قشنگی کرد.
Wirklich? Habt ihr euch über diese neue Dating-Webseite kennengelernt?
واقعاً؟ آیا شما از طریق این وبسایت دوستیابی جدید با هم آشنا شدید؟
Ja, genau. Sein Profil war sehr interessant und wir haben viele gemeinsame Freizeitaktivitäten.
بله، دقیقاً. پروفایل او خیلی جالب بود و ما فعالیتهای اوقات فراغت مشترک زیادی داریم.
Das klingt nach viel emotionaler Nähe. Hat er dir auch etwas mitgebracht?
این نشاندهنده صمیمیت عاطفی زیادی است. آیا او برایت چیزی هم آورده بود؟
Haha, ja! Er hat mir eine Rose gegeben. Wie ein echter Gentleman für eine Dame.
هاها، بله! او به من یک گل رز داد. مثل یک جنتلمن واقعی برای یک خانم.
خودتان را بیازمایید: یک کوییز کوتاه
۱. برای گفتن «من از چشمهای او تعریف میکنم» با توجه به گرامرِ Komplimente machen، از چه حرف اضافهای استفاده میکنیم؟
۲. کلمه آلمانی معادل «شوخطبعی» چیست و آرتیکل آن کدام است؟
نمایش پاسخها
پاسخ ۱: از حرف اضافه über همراه با آکوزاتیو استفاده میکنیم (مثال: Ich mache Komplimente über ihre Augen).
پاسخ ۲: کلمه der Humor (با آرتیکل مذکر).
لغات آلمانی درباره کارهای خانه (بخش پنجم درس ۱۰)
در این بخش از درس، به سراغ لغات و اصطلاحات مرتبط با کارهای روزمره خانه (die Hausarbeit) میرویم. یکی از مهمترین نکات گرامری این بخش، استفاده از فعل پرکاربرد lassen است.
این فعل کاربردهای متعددی دارد، اما یکی از مهمترین آنها زمانی است که ما کاری را خودمان انجام نمیدهیم، بلکه از شخص دیگری میخواهیم (یا به او میسپاریم) تا آن را برایمان انجام دهد (مثلاً: ماشینم را میدهم تعمیر کنند). در این حالت، فعل lassen با توجه به فاعل صرف میشود و فعل اصلی به صورت مصدر (Infinitiv) در انتهای جمله قرار میگیرد.
جدول زیر شامل لغات این بخش و مثالهای کاربردی برای درک بهتر ساختار lassen است:
| کلمه/عبارت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی با ترجمه |
|---|---|---|
| lassen (er lässt, ließ, hat gelassen) Verb | اجازه دادن، گذاشتن، سپردن (کاری به کسی) | Lass mich bitte in Ruhe! لطفاً مرا تنها بگذار (راحتم بگذار)! |
| ich lasse ... (+ Infinitiv) Grammatik | من میسپارم (تا کاری برایم انجام شود) | Ich lasse mein Auto reparieren. من میسپارم ماشینم را تعمیر کنند (ماشینم را میدهم تعمیر کنند). |
| das Bett machen Ausdruck | مرتب کردن تختخواب | Nach dem Aufstehen mache ich sofort das Bett. بعد از بیدار شدن بلافاصله تختخواب را مرتب میکنم. |
| selbst Pronomen / Adverb | خود (شخصاً) | Er kocht nicht gern selbst. او دوست ندارد خودش آشپزی کند. |
| putzen Verb | تمیز کردن | Am Wochenende putzen wir das ganze Haus. آخر هفته ما تمام خانه را تمیز میکنیم. |
| trocknen Verb | خشک کردن / خشک شدن | Die Wäsche trocknet schnell in der Sonne. لباسها زیر آفتاب سریع خشک میشوند. |
| reparieren Verb | تعمیر کردن | Kannst du mein kaputtes Fahrrad reparieren? آیا میتوانی دوچرخه خراب مرا تعمیر کنی؟ |
| das Kochbuch, "-er Nomen | کتاب آشپزی | In diesem Kochbuch gibt es tolle Rezepte. در این کتاب آشپزی دستورالعملهای فوقالعادهای وجود دارد. |
تمرین مکالمه: کارهای خانه و تعمیرات
Sag mal, reparierst du dein Auto selbst?
بگو ببینم، ماشینت را خودت تعمیر میکنی؟
Nein, das ist zu schwer. Ich lasse es in der Werkstatt reparieren.
نه، این کار خیلی سخت است. من میسپارم آن را در تعمیرگاه تعمیر کنند.
Verstehe. Und wer putzt deine Wohnung? Lässt du sie auch putzen?
میفهمم. و چه کسی آپارتمان تو را تمیز میکند؟ آیا میسپاری آن را هم تمیز کنند؟
Nein, das mache ich selbst. Ich mache jeden Morgen das Bett und putze am Wochenende.
نه، آن را خودم انجام میدهم. من هر روز صبح تختم را مرتب میکنم و آخر هفتهها تمیزکاری میکنم.
Sehr gut. Ich muss jetzt das Geschirr waschen und trocknen. Danach koche ich mit meinem neuen Kochbuch.
خیلی خوب. من الان باید ظرفها را بشویم و خشک کنم. بعد از آن با کتاب آشپزی جدیدم آشپزی میکنم.
خودتان را بیازمایید: یک کوییز کوتاه
۱. اگر بخواهید به آلمانی بگویید «من دوچرخهام را میدهم تعمیر کنند» (یعنی خودم آن را تعمیر نمیکنم)، از چه جملهای استفاده میکنید؟
۲. شکل گذشته ساده (Präteritum) و زمان کامل (Perfekt) برای فعل lassen چیست؟
نمایش پاسخها
پاسخ ۱: Ich lasse mein Fahrrad reparieren.
پاسخ ۲: گذشته ساده: ließ / زمان کامل: hat gelassen.
لغات آلمانی درباره بیان عقیده و پرسیدن سوال (بخش ششم درس ۱۰)
در این بخش تکمیلی از درس ۱۰، با عبارات و لغاتی آشنا میشویم که برای شرکت در بحثها، بیان نظرات شخصی (die Meinung) و پرسیدن سوالات از دیگران بسیار پرکاربرد هستند. یادگیری نحوه درست پرسیدن سوال (به ویژه سوالات باز) و بیان مخالفت قاطعانه با عباراتی مثل überhaupt nicht به شما کمک میکند تا مکالمات طبیعیتر و روانتری داشته باشید.
جدول زیر شامل لغات این بخش همراه با مثالهای کاربردی است:
| کلمه/عبارت آلمانی | معنی فارسی | مثال کاربردی با ترجمه |
|---|---|---|
| die Meinung, -en Nomen | نظر، عقیده | Meiner Meinung nach ist das eine gute Idee. به نظر من این ایده خوبی است. |
| seine Meinung sagen Ausdruck | نظر خود را بیان کردن | In dieser Besprechung darf jeder seine Meinung sagen. در این جلسه همه اجازه دارند نظر خود را بگویند. |
| eine Meinung haben Ausdruck | نظری داشتن / دارای عقیدهای بودن | Ich habe zu diesem Thema eine andere Meinung. من در این مورد نظر متفاوتی دارم. |
| überhaupt nicht Adverb | اصلاً، به هیچ وجه | Der neue Film hat mir überhaupt nicht gefallen. فیلم جدید اصلاً از نظر من جالب نبود (اصلاً خوشم نیامد). |
| die offene Frage, -n Nomen | سوال باز (سوالی که پاسخ آن فقط بله/خیر نیست) | Der Lehrer stellt oft offene Fragen, um zu diskutieren. معلم اغلب سوالات باز میپرسد تا بحث و گفتگو شود. |
| eine Frage stellen Ausdruck | سوال پرسیدن / مطرح کردن یک سوال | Entschuldigung, darf ich Ihnen eine Frage stellen? ببخشید، اجازه دارم از شما یک سوال بپرسم؟ |
تمرین مکالمه: تبادل نظر و پرسش
Darf ich dir eine Frage stellen? Wie findest du unser neues Büro?
اجازه دارم یک سوال از تو بپرسم؟ نظرت در مورد دفتر جدیدمان چیست؟
Um ehrlich zu sein, es gefällt mir überhaupt nicht. Es ist zu dunkel.
راستش را بخواهی، من اصلاً از آن خوشم نمیآید. خیلی تاریک است.
Wirklich? Ich habe dazu eine ganz andere Meinung. Ich finde es sehr gemütlich.
واقعاً؟ من در این مورد نظر کاملاً متفاوتی دارم. به نظرم خیلی دنج است.
Das ist völlig in Ordnung. Es ist wichtig, dass jeder seine Meinung sagt.
کاملاً اشکالی ندارد. مهم این است که هرکس نظر خودش را بگوید.
خودتان را بیازمایید: یک کوییز کوتاه
۱. برای فعل "پرسیدن/مطرح کردن" همراه با کلمه Frage (سوال) از چه فعلی در آلمانی استفاده میکنیم؟
۲. چگونه در آلمانی میگویید: «من اصلاً نمیدانم.»؟
نمایش پاسخها
پاسخ ۱: از فعل stellen استفاده میکنیم (eine Frage stellen).
پاسخ ۲: Ich weiß es überhaupt nicht.
سوالات متداول (FAQ) درس ۱۰
موضوعات اصلی لغات درس ۱۰ کتاب Starten Wir سطح A2 چیست؟
کاربرد گرامری فعل «lassen» در کارهای خانه چگونه است؟
برای بیان جنس اشیاء در زبان آلمانی از چه حرف اضافهای استفاده میشود؟
چگونه میتوانم لغات این درس را بهتر به خاطر بسپارم؟
جمعبندی: تسلط بر لغات درس ۱۰ کتاب Starten Wir سطح A2
در این مقاله، به صورت جامع و ساختاریافته لغات درس ۱۰ کتاب Starten Wir سطح A2 را بررسی کردیم. این درس یکی از کاربردیترین بخشهای یادگیری زبان آلمانی در سطح A2 است؛ چرا که دایره واژگان شما را برای حضور در موقعیتهای واقعی و روزمره به شدت گسترش میدهد.
از مکالمات مربوط به خرید و توصیف ویژگیها و جنس اشیاء (با حرف اضافه aus) گرفته تا صحبت درباره روابط، جستجوی شریک زندگی و بیان نظرات شخصی، همگی موضوعاتی هستند که برای برقراری ارتباط روان در کشورهای آلمانیزبان به آنها نیاز دارید. همچنین یاد گرفتیم که چگونه با استفاده از فعل کاربردی «lassen» در مورد کارهای خانه و خدماتی که به دیگران میسپاریم، به شکلی حرفهای صحبت کنیم.
چند توصیه برای یادگیری بهتر:
- لغات جدید را حتماً در قالب جمله و دیالوگ (Kontext) حفظ کنید تا کاربرد دقیق آنها در ذهنتان تثبیت شود.
- کوییزهای موجود در این مقاله را چندین بار مرور کنید تا نقاط ضعف خود را بشناسید.
- سعی کنید با استفاده از فعل lassen و لغات بخش کارهای خانه، جملاتی درباره زندگی روزمره خودتان بنویسید.
حالا نوبت شماست!
کدام بخش از لغات این درس برای شما چالشبرانگیزتر بود؟ آیا توانستید با فعل lassen یک جمله صحیح بسازید؟ حتماً نظرات، سوالات و یا جملاتی که با لغات جدید ساختهاید را در بخش دیدگاهها (کامنتها) برای ما بنویسید. اساتید ما در سریعترین زمان ممکن به شما پاسخ خواهند داد.
پیشنهاد مطالعه بعدی: برای مرور دروس گذشته و یا آمادگی برای درسهای آینده، حتماً به صفحه مقالات لغات سطح a2 کتاب اشتارتن ویا سر بزنید و مسیر یادگیری زبان آلمانی خود را با قدرت ادامه دهید!



