لغات درس نهم کتاب Starten Wir سطح B1 (همراه با تلفظ صوتی)

فهرست مطالب

لغات سفر در آلمانی B1: توصیف مسیرها

سلط بر لغات سفر در آلمانی B1 برای توصیف دقیق مسیرها، تعطیلات و تجربیات گردشگری در آزمون گوته کاملاً ضروری است. با یادگیری افعال حرکتی و حروف اضافه این بخش، می‌توانید ماجراجویی‌های خود در دل طبیعت یا سفرهای جاده‌ای اروپا را به صورت ساختاریافته و بومی بیان کنید.

برای کسب نمره عالی در بخش Sprechen آزمون‌های بین‌المللی مانند Goethe-Zertifikat B1 یا ÖSD، توانایی تصویرسازی ذهنی برای ممتحن اهمیت بالایی دارد. شما باید بتوانید سفرهای جاده‌ای با Wohnmobil یا پیاده‌روی زائران در Nordspanien را جذاب روایت کنید. استفاده هوشمندانه از افعال حرکتی برای نشان دادن طی کردن مسافت‌های طولانی و کاربرد دقیق حروف اضافه‌ای که تغییر مسیر یا عبور از میان Wiese (چمنزارها) را نشان می‌دهند، تسلط شما بر موقعیت‌های واقعی در Alltagsleben (زندگی روزمره) را تضمین می‌کند.

⚠️ اشتباه مهلک ایرانی‌ها در حروف اضافه مسیر:

یکی از بزرگترین تله‌های گرامری برای فارسی‌زبانان، تفاوت جایگاه entlang و durch است. به یاد داشته باشید که اگر entlang به معنای «در امتدادِ» باشد، در حالت استاندارد بعد از اسم قرار گرفته و اسم را Akkusativ می‌کند (مثال: den Weg entlang). در مقابل، کلمه durch همیشه قبل از اسم می‌نشیند. همچنین، هرگز فراموش نکنید که فعل vorbeikommen (از کنار چیزی رد شدن) یک فعل ثابت است که حتماً و همیشه ترکیب an + Dativ را می‌طلبد (مثال: am Bahnhof vorbeikommen).

کلمه/عبارت آلمانی معنی فارسی مثال کاربردی (با کالوکیشن) و ترجمه
auf einer Reise sein Redewendung در سفر بودن Mein Chef ist momentan auf einer Geschäftsreise.رئیس من در حال حاضر در یک سفر کاری است.
das Schiff, -e Nomen کشتی Wir haben den Fluss mit einem kleinen Schiff überquert.ما رودخانه را با یک کشتی کوچک طی کردیم.
der Pilger, - Nomen زائر / مسافر زیارتی Viele Pilger wandern jedes Jahr auf dem Jakobsweg.زائران زیادی هر ساله در راه سانتیاگو پیاده‌روی می‌کنند.
quer durch Präposition از میانِ / از عرضِ Wir sind quer durch das ganze Land gefahren.ما از میان کل کشور رانندگی کردیم.
führen Verb هدایت کردن / به سمتی بردن Dieser Weg führt direkt in den Wald.این مسیر مستقیماً به داخل جنگل می‌رود (هدایت می‌کند).
das Wohnmobil, -e Nomen کاروان / ون مسافرتی Urlaub mit dem Wohnmobil bietet absolute Freiheit.تعطیلات با ون مسافرتی آزادی مطلقی را ارائه می‌دهد.
die Ruhe Nomen آرامش / سکون Ich fahre in die Berge, um die absolute Ruhe zu genießen.من به کوهستان می‌روم تا از آرامش مطلق لذت ببرم.
zurücklegen Verb طی کردن (مسافت) Wir haben heute eine weite Strecke zurückgelegt.ما امروز مسافت طولانی را طی کردیم.
die Wiese, -n Nomen چمنزار / مرتع Die Kinder spielen auf der grünen Wiese.بچه‌ها روی چمنزار سبز بازی می‌کنند.
vorbeikommen (an + Dativ) Verb از کنار چیزی رد شدن Auf dem Weg zur Arbeit bin ich an der Bäckerei vorbeigekommen.در راه سر کار، از کنار نانوایی رد شدم.
entlanggehen Verb در امتداد (مسیری) رفتن Lass uns den Fluss entlanggehen.بیا در امتداد رودخانه برویم.

تمرین مکالمه: برنامه‌ریزی سفر به اسپانیا

Saeed:
Nächsten Sommer möchte ich mit einem Wohnmobil nach Nordspanien fahren. Weißt du, ob der Weg schwer ist?
تابستان آینده می‌خواهم با یک ون مسافرتی به شمال اسپانیا بروم. می‌دانی که آیا مسیر سخت است؟
Mina:
Es geht! Du wirst viele Kilometer zurücklegen müssen. Aber die Route führt quer durch wunderschöne Landschaften.
بدی نیست! تو مجبوری کیلومترهای زیادی را طی کنی. اما مسیر از میان چشم‌اندازهای زیبایی می‌گذرد.
Saeed:
Das klingt toll! Ich brauche einfach ein bisschen Ruhe, weit weg von der Stadt.
عالی به نظر می‌رسد! من فقط به کمی آرامش نیاز دارم، دور از شهر.
Mina:
Dann kannst du auch an den alten Dörfern der Pilger vorbeikommen. Es ist sehr ruhig dort.
پس می‌توانی از کنار روستاهای قدیمی زائران هم رد بشوی. آنجا خیلی آرام است.
Saeed:
Genau! Wir können das Wohnmobil parken und einfach die Wiesen entlanglaufen.
دقیقاً! ما می‌توانیم ون را پارک کنیم و به سادگی در امتداد چمنزارها راه برویم.
Mina:
Gute Idee. Eine Reise in der Natur tut immer gut.
ایده خوبیه. یک سفر در دل طبیعت همیشه حس خوبی دارد.

خودتان را بیازمایید

سوال ۱: کدام گزینه برای تکمیل جمله زیر از نظر گرامری صحیح است؟
"Wir sind den ganzen Nachmittag den Strand _________ ."
A) durchgegangen
B) entlanggegangen
سوال ۲: حرف اضافه مناسب برای فعل vorbeikommen چیست؟
"Ich bin heute Morgen ______ der neuen Post vorbeigekommen."
A) an
B) von
نمایش پاسخ‌ها

پاسخ سوال ۱: گزینه B صحیح است. وقتی اسم پیش از جای خالی (den Strand) در حالت Akkusativ است و مفهوم حرکت در امتداد آن مد نظر باشد، باید از entlanggehen استفاده کنیم.

پاسخ سوال ۲: گزینه A صحیح است. فعل vorbeikommen (از کنار چیزی رد شدن) همیشه به همراه حرف اضافه an و حالت Dativ استفاده می‌شود (an der Post).

لغات خودرو و خرابی در آلمانی B1: مدیریت بحران در سفر

در بخش دوم از یادگیری واژگان سفر، به سراغ یکی از مهم‌ترین و پرکاربردترین موضوعات در آزمون‌های زبان آلمانی (به ویژه بخش Schreiben و Sprechen) می‌رویم: خرابی ماشین (Autopanne) و گزارش خسارت. تصور کنید در جاده‌های آلمان در حال رانندگی هستید و ناگهان ماشین دچار نقص فنی می‌شود؛ دانستن نام قطعات خودرو مانند Reifen (لاستیک) یا Bremse (ترمز) و نحوه تماس با Pannendienst (امداد خودرو) برای یک زبان‌آموز سطح B1 حیاتی است.

این دسته از واژگان نه تنها برای مکالمات روزمره کاربرد دارند، بلکه موضوع ثابت نامه‌نگاری‌های رسمی (Formelle E-Mail) برای گزارش خسارت (Schadensmeldung) به شرکت بیمه یا کرایه خودرو هستند.

نکات طلایی برای زبان‌آموزان ایرانی:

  • تفاوت kaputt و Panne: کلمه kaputt یک صفت است (ماشین خراب است: Das Auto ist kaputt)، اما Panne یک اسم است و معمولاً با فعل haben می‌آید (ما خرابی/نقص فنی داریم: Wir haben eine Panne). از ترجمه کلمه به کلمه بپرهیزید!
  • جمع اسامی مختوم به en: دقت کنید کلماتی مانند der Reifen (لاستیک) و das Kennzeichen (پلاک) در حالت جمع هیچ پسوندی نمی‌گیرند و فقط آرتیکل آن‌ها به die تغییر می‌کند.
 
کلمه/عبارت آلمانی معنی فارسی مثال کاربردی (با کالوکیشن) و ترجمه
die Region, -en Nomen منطقه Diese Region ist für ihre schönen Wälder bekannt.این منطقه به خاطر جنگل‌های زیبایش معروف است.
die Panne, -n Nomen خرابی / نقص فنی Mitten auf der Autobahn hatten wir eine Panne.درست وسط اتوبان ما دچار نقص فنی شدیم.
der Motor, -en Nomen موتور Der Motor macht sehr komische Geräusche.موتور صداهای بسیار عجیبی می‌دهد.
der Spiegel, - Nomen آینه Der linke Spiegel des Autos ist kaputt.آینه سمت چپ ماشین خراب است.
die Batterie, -n Nomen باتری Das Auto springt nicht an, die Batterie ist leer.ماشین روشن نمی‌شود، باتری خالی است.
der Sitz, -e Nomen صندلی Die Sitze in diesem Auto sind sehr bequem.صندلی‌های این ماشین بسیار راحت هستند.
der Reifen, - Nomen لاستیک / تایر Wir müssen den Reifen wechseln, er hat keine Luft mehr.ما باید لاستیک را عوض کنیم، دیگر باد ندارد.
die Bremse, -n Nomen ترمز Die Bremsen funktionieren nicht richtig, das ist gefährlich.ترمزها درست کار نمی‌کنند، این خطرناک است.
eine Panne haben Redewendung خراب شدن (ماشین) Ruf mich an, falls ihr eine Panne habt.اگر ماشینتان خراب شد (نقص فنی داشتید)، به من زنگ بزن.
der Pannendienst, -e Nomen امداد خودرو Ich habe den Pannendienst angerufen, sie kommen in 20 Minuten.من با امداد خودرو تماس گرفتم، آنها در ۲۰ دقیقه می‌آیند.
auf dem Weg sein Redewendung در راه بودن Mach dir keine Sorgen, die Hilfe ist schon auf dem Weg.نگران نباش، کمک الان در راه است.
das Loch, -¨er Nomen سوراخ Der Reifen hat ein großes Loch.لاستیک یک سوراخ بزرگ دارد.
das Kennzeichen, - Nomen پلاک (خودرو) Haben Sie sich das Kennzeichen des anderen Autos gemerkt?آیا پلاک ماشین دیگر را به خاطر سپردید؟
abfahren Verb حرکت کردن / راه افتادن Wir sind pünktlich um 8 Uhr abgefahren.ما دقیقاً ساعت ۸ حرکت کردیم.
der Schaden, -¨ Nomen خسارت / آسیب Der Schaden am Motor ist leider sehr groß.متأسفانه خسارت به موتور بسیار بزرگ است.
die Schadensmeldung, -en Nomen گزارش خسارت Sie müssen eine Schadensmeldung bei der Versicherung einreichen.شما باید یک گزارش خسارت به بیمه ارائه دهید.
das Protokoll, -e Nomen صورت‌جلسه / گزارش Die Polizei hat ein Protokoll über den Unfall geschrieben.پلیس یک صورت‌جلسه درباره تصادف نوشت.

تمرین مکالمه: تماس با امداد خودرو

Kunde:
Hallo, ich brauche dringend Hilfe. Wir sind gerade abgefahren, aber jetzt haben wir eine Panne.
سلام، من فوری به کمک نیاز دارم. ما تازه راه افتاده بودیم، اما الان ماشینمان خراب شده است.
Pannendienst:
Guten Tag. Was genau ist das Problem? Läuft der Motor noch?
روز بخیر. مشکل دقیقاً چیست؟ آیا موتور هنوز کار می‌کند؟
Kunde:
Nein, das Auto springt nicht an. Und ich glaube, ein Reifen hat ein Loch.
نه، ماشین روشن نمی‌شود. و فکر می‌کنم یک لاستیک سوراخ شده است.
Pannendienst:
Verstehe. Bitte geben Sie mir Ihr Kennzeichen und Ihre genaue Region.
متوجهم. لطفاً پلاک ماشین و منطقه دقیقتان را به من بدهید.
Kunde:
Mein Kennzeichen ist B-XY 123. Wir stehen auf der Autobahn A9.
پلاک من B-XY 123 است. ما در اتوبان A9 توقف کرده‌ایم.
Pannendienst:
Alles klar. Ein Kollege ist bereits auf dem Weg. Er wird auch ein Protokoll für die Schadensmeldung ausfüllen.
بسیار خب. یک همکار هم‌اکنون در راه است. او همچنین یک صورت‌جلسه برای گزارش خسارت پر خواهد کرد.

خودتان را بیازمایید

سوال ۱: کدام ترکیب برای بیان «خراب شدن ماشین در بین راه» درست است؟
A) eine Panne machen
B) eine Panne haben
سوال ۲: شکل صحیح گذشته (Perfekt) برای فعل abfahren در جمله زیر کدام است؟
"Wir ______ gestern pünktlich ______ ."
A) haben ... abgefahren
B) sind ... abgefahren
نمایش پاسخ‌ها

پاسخ سوال ۱: گزینه B صحیح است. در زبان آلمانی همواره می‌گوییم "eine Panne haben".

پاسخ سوال ۲: گزینه B صحیح است. فعل abfahren نشان‌دهنده تغییر مکان و حرکت است، بنابراین در گذشته با فعل کمکی **sein** (sind ... abgefahren) ساخته می‌شود.

گردشگری انبوه و حمل‌ونقل آبی در آلمانی B1: بررسی چالش‌های سفر

در بخش سوم (Teil 3) از واژگان درس نهم کتاب Starten Wir B1، به بررسی مفاهیم مرتبط با مقاصد گردشگری، حمل‌ونقل آبی و پدیده Massentourismus (گردشگری انبوه) می‌پردازیم. این واژگان برای توصیف مناطقی مانند ونیز یا جنگل‌های اشپری (Spreewald) در آلمان که در آن‌ها از Boot (قایق) و Kahn (لنج کوچک) برای تردد و حتی die Post zustellen (تحویل پست) استفاده می‌شود، بسیار کاربردی هستند.

  • اسامی مشتق از صفت (der/die Reisende): کلمه مسافر در اینجا در واقع یک صفت است که تبدیل به اسم شده است. بنابراین، پایانه‌های آن (Endungen) دقیقاً مانند صفات تغییر می‌کند (مثلاً در حالت جمع: die Reisenden یا بدون آرتیکل: Reisende).
  • کلمات فقط جمع (Pluraletantum): کلمه die Einnahmen (درآمدها) معمولاً فقط به صورت جمع استفاده می‌شود و حالت مفرد آن کاربرد چندانی در این سیاق ندارد.
  • فعل جدانشدنی یا جداشدنی؟ فعل zustellen (تحویل دادن/رساندن) یک فعل جداشدنی (trennbar) است. (مثال: Der Briefträger stellt die Post zu.)
کلمه/عبارت آلمانی معنی فارسی مثال کاربردی (با کالوکیشن) و ترجمه
die Reparatur, -en Nomen تعمیر Die Reparatur des Autos kostet 500 Euro.تعمیر ماشین ۵۰۰ یورو هزینه دارد.
die Ursache, -n Nomen علت / دلیل Die Ursache für den Unfall ist noch unklar.علت تصادف هنوز نامشخص است.
der Massentourismus Nomen گردشگری انبوه Venedig leidet stark unter dem Massentourismus.ونیز به شدت از گردشگری انبوه رنج می‌برد.
die Lage, -n Nomen وضعیت / موقعیت Das Hotel hat eine sehr zentrale Lage.هتل موقعیت بسیار مرکزی دارد.
die Einnahmen (Pl.) Nomen درآمدها Der Tourismus bringt der Stadt hohe Einnahmen.گردشگری درآمدهای بالایی برای شهر به همراه دارد.
das Boot, -e Nomen قایق Wir haben ein kleines Boot gemietet.ما یک قایق کوچک کرایه کردیم.
der Hafen, -¨ Nomen بندر Das Schiff liegt sicher im Hafen.کشتی با امنیت در بندر قرار دارد.
der Passagier, -e Nomen مسافر Alle Passagiere müssen jetzt an Bord gehen.همه مسافران باید اکنون سوار (کشتی/هواپیما) شوند.
antik Adjektiv باستانی / قدیمی Rom ist berühmt für seine antiken Bauten.رم به خاطر بناهای باستانی‌اش معروف است.
der Bau, -ten Nomen ساخت / بنا Dieser historische Bau wird gerade renoviert.این بنای تاریخی در حال حاضر در دست بازسازی است.
das Festland Nomen سرزمین اصلی Wir nehmen die Fähre, um zurück aufs Festland zu fahren.ما سوار کشتی تفریحی می‌شویم تا به سرزمین اصلی برگردیم.
der Kahn, -¨e Nomen قایق / لنج کوچک Im Spreewald fährt man oft mit einem traditionellen Kahn.در منطقه اشپری‌والد افراد اغلب با یک قایق سنتی سفر می‌کنند.
der Kanal, -¨e Nomen کانال Venedig ist für seine vielen kleinen Kanäle weltbekannt.ونیز به خاطر کانال‌های کوچک و متعددش در جهان معروف است.
der / die Reisende, -n Nomen مسافر / رهگذر Zwei Reisende warteten am Bahnhof auf den Zug.دو مسافر در ایستگاه منتظر قطار بودند.
die Pflanzenart, -en Nomen گونه گیاهی In dieser Region gibt es seltene Pflanzenarten.در این منطقه گونه‌های گیاهی کمیابی وجود دارد.
das Zuhause Nomen خانه / محل زندگی Nach der langen Reise freute er sich auf sein Zuhause.پس از سفر طولانی، او مشتاق (دیدار) خانه‌اش بود.
die Post zustellen Redewendung / Verb پست را رساندن Dort wird die Post mit dem Kahn zugestellt.در آنجا پست با قایق (لنج) تحویل داده می‌شود.
das Siedlungsgebiet, -e Nomen ناحیه مسکونی Das historische Siedlungsgebiet steht unter Naturschutz.این ناحیه مسکونی تاریخی تحت حفاظت محیط زیست است.

تمرین مکالمه: درباره یک مقصد گردشگری

Anna:
Warst du schon mal in Venedig? Die Kanäle und die antiken Bauten sind wunderschön.
تا به حال در ونیز بوده‌ای؟ کانال‌ها و بناهای باستانی‌اش بسیار زیبا هستند.
Ben:
Ja, aber die Lage ist momentan schwierig. Der Massentourismus ist ein großes Problem für die Stadt.
بله، اما وضعیت در حال حاضر دشوار است. گردشگری انبوه یک مشکل بزرگ برای شهر است.
Anna:
Das stimmt. Aber der Tourismus bringt auch wichtige Einnahmen für die Region. Wie kommen die Leute eigentlich vom Hafen in die Stadt?
درست است. اما گردشگری درآمدهای مهمی هم برای منطقه به همراه دارد. مردم چطور از بندر به شهر می‌آیند؟
Ben:
Die meisten Passagiere nehmen kleine Boote, um vom Festland in die Stadt zu fahren. Sogar die Post wird mit dem Boot zugestellt!
بیشتر مسافران برای رفتن از سرزمین اصلی به شهر، قایق‌های کوچک سوار می‌شوند. حتی پست هم با قایق تحویل داده می‌شود!

خودتان را بیازمایید

سوال ۱: فعل zustellen در زمان حال ساده (Präsens) در جمله «پستچی نامه‌ها را تحویل می‌دهد» چگونه صرف می‌شود؟
A) Der Briefträger zustellt die Briefe.
B) Der Briefträger stellt die Briefe zu.
سوال ۲: اگر بخواهید بگویید «مسافرانِ خسته»، با توجه به اینکه Reisende یک اسمِ ساخته شده از صفت است، کدام گزینه درست است؟
A) Die müde Reisenden
B) Die müden Reisenden
نمایش پاسخ‌ها

پاسخ سوال ۱: گزینه B. فعل zustellen جداشدنی است، بنابراین پیشوند zu به انتهای جمله می‌رود.

پاسخ سوال ۲: گزینه B. وقتی آرتیکل مشخص (Die) برای حالت جمع داریم، صفت‌ها و اسامی صفت‌گونه پسوند -en می‌گیرند.

آرامش در طبیعت و بیان عقاید در انجمن‌ها: واژگان بخش چهارم (Teil 4)

در بخش چهارم از درس نهم کتاب Starten Wir B1، با دو موضوع کاملاً متفاوت اما بسیار مهم در آزمون‌های زبان آلمانی روبرو می‌شویم: اول، واژگان مرتبط با استراحت (die Erholung)، طبیعت رؤیایی و آشنایی با قوم سورب (Sorben) در آلمان. دوم، عبارات کاربردی برای بحث و تبادل نظر در انجمن‌های اینترنتی (Diskussionsforum)، که مستقیماً برای بخش نوشتاری (Schreiben Teil 2) در آزمون گوته B1 کاربرد حیاتی دارند.

  • حرف اضافه فعل (Verben mit Präpositionen): فعل nachdenken (فکر کردن/تأمل کردن) همیشه با حرف اضافه über + Akkusativ می‌آید. (مثال: Ich denke über das Problem nach.)
  • افعال انعکاسی (Reflexive Verben): فعل sich ausruhen (استراحت کردن) یک فعل انعکاسی است که ضمیر آن در حالت آکوزاتیو (Akkusativ) صرف می‌شود. همچنین این فعل جداشدنی (trennbar) است. (مثال: Ich ruhe mich am Wochenende aus.)
  • عبارات کلیدی آزمون B1: جمله Da bin ich ganz anderer Meinung (من کاملاً نظر دیگری دارم) یک ابزار (Redemittel) عالی برای نشان دادن مخالفت محترمانه در بخش نامه‌نگاری یا صحبت کردن (Sprechen Teil 2) است.
کلمه/عبارت آلمانی معنی فارسی مثال کاربردی (با کالوکیشن) و ترجمه
der Sorbe, -n / die Sorbin, -nen Nomen سورب (از اقوام اسلاو در آلمان) Die Sorben leben hauptsächlich im Spreewald.سورب‌ها عمدتاً در منطقه اشپری‌والد زندگی می‌کنند.
das Volk, -¨er Nomen قوم / مردم / ملت Sie sind ein kleines, aber stolzes Volk.آن‌ها قومی کوچک اما مغرور (سربلند) هستند.
die Erholung Nomen استراحت / تجدید قوا Nach der Prüfung brauche ich viel Erholung.بعد از امتحان به استراحت زیادی نیاز دارم.
die Langeweile Nomen بی‌حوصلگی / ملال Im Urlaub hatten wir keine Zeit für Langeweile.در تعطیلات ما هیچ وقتی برای بی‌حوصلگی نداشتیم.
sich ausruhen Verb (reflexiv) استراحت کردن Du siehst müde aus, du musst dich ausruhen.خسته به نظر می‌رسی، باید استراحت کنی.
entdecken Verb کشف کردن / پیدا کردن Wir haben eine traumhafte Gegend entdeckt.ما یک منطقه رؤیایی را کشف کردیم.
Sorbisch Nomen/Adjektiv سوربی / زبان سوربی Viele Schilder in dieser Region sind auf Deutsch und Sorbisch.بسیاری از تابلوها در این منطقه به زبان آلمانی و سوربی هستند.
der Radfahrer, - Nomen دوچرخه‌سوار Die Gegend ist ein Paradies für Radfahrer.این منطقه بهشتی برای دوچرخه‌سواران است.
die Gegend, -en Nomen منطقه / ناحیه / حوالی Diese Gegend ist berühmt für ihre Natur.این منطقه به خاطر طبیعتش معروف است.
traumhaft Adjektiv رؤیایی / فوق‌العاده / بی‌نظیر Das Wetter im Urlaub war einfach traumhaft.آب و هوا در تعطیلات واقعاً رؤیایی بود.
das Märchen, - Nomen افسانه / قصه Meine Oma hat mir früher oft Märchen erzählt.مادربزرگم در گذشته اغلب برایم قصه می‌گفت.
wie im Märchen Redewendung مثل افسانه / مثل قصه Die Landschaft dort ist wie im Märchen.منظره آنجا مثل قصه (خیال‌انگیز) است.
Stress ablegen Verb / Nomen-Verb-Verbindung از استرس رها شدن / استرس را کنار گذاشتن Beim Yoga kann ich meinen Stress ablegen.هنگام یوگا می‌توانم استرسم را کنار بگذارم.
nachdenken (über + Akk) Verb فکر کردن / تأمل کردن Ich muss über dieses Thema in Ruhe nachdenken.باید در آرامش درباره این موضوع فکر کنم.
das Forum, Foren Nomen فروم / انجمن Ich habe die Antwort in einem Forum gefunden.من پاسخ را در یک انجمن پیدا کردم.
auf jeden Fall Redewendung به هر حال / قطعاً / حتماً Ich werde dir auf jeden Fall bei dem Projekt helfen.من قطعاً در این پروژه به تو کمک خواهم کرد.
Da bin ich ganz anderer Meinung. Redemittel من کاملاً نظر دیگری دارم. / کاملاً مخالفم. Du denkst, Autos sind besser? Da bin ich ganz anderer Meinung.تو فکر می‌کنی ماشین‌ها بهترند؟ من کاملاً نظر دیگری دارم.

تمرین مکالمه: بحث در یک انجمن درباره تعطیلات

User123:
Ich finde, man kann sich nur am Strand richtig ausruhen. Alles andere ist doch anstrengend.
به نظر من آدم فقط در ساحل می‌تواند درست استراحت کند. هر کار دیگری خسته‌کننده است.
NaturFan:
Da bin ich ganz anderer Meinung! Letztes Jahr war ich im Spreewald. Die Gegend ist traumhaft, wie im Märchen.
من کاملاً نظر دیگری دارم! سال گذشته در اشپری‌والد بودم. منطقه رؤیایی است، مثل قصه.
User123:
Darüber muss ich mal nachdenken. Aber gibt es da keine Langeweile?
باید درباره‌اش فکر کنم. اما آنجا آدم بی‌حوصله نمی‌شود (ملال‌آور نیست)؟
NaturFan:
Auf keinen Fall! Man kann viel entdecken, zum Beispiel die Kultur der Sorben. Es ist perfekt, um Stress abzulegen.
به هیچ وجه! آدم می‌تواند چیزهای زیادی کشف کند، برای مثال فرهنگ سورب‌ها. برای رها شدن از استرس عالی است.

خودتان را بیازمایید

سوال ۱: کدام حرف اضافه و حالت دستوری برای فعل nachdenken صحیح است؟
A) über + Dativ
B) über + Akkusativ
سوال ۲: اگر بخواهید بگویید «ما در تعطیلات استراحت می‌کنیم»، کدام جمله از نظر گرامری درست است؟ (دقت به فعل انعکاسی)
A) Wir ruhen uns im Urlaub aus.
B) Wir ruhen im Urlaub aus.
نمایش پاسخ‌ها

پاسخ سوال ۱: گزینه B. فعل nachdenken همیشه با über + Akkusativ استفاده می‌شود. (مانند: Ich denke über dich nach)

پاسخ سوال ۲: گزینه A. فعل sich ausruhen یک فعل انعکاسی است، بنابراین به ضمیر انعکاسی (در اینجا uns) نیاز دارد و چون جداشدنی است، پیشوند aus به انتهای جمله می‌رود.

لغات بیان عقیده و مخالفت سطح B1

تصور کنید در بخش دوم آزمون شفاهی گوته (Sprechen Teil 2) نشسته‌اید و ممتحن منتظر است تا نظر دقیق شما را درباره یک موضوع چالش‌برانگیز بشنود. در این لحظه، تسلط بر لغات بیان عقیده و مخالفت سطح B1 دقیقاً همان چیزی است که مرز بین یک نمره متوسط و یک قبولی درخشان را تعیین می‌کند. این ساختارها به کلام شما وزن و منطق می‌بخشند.

در زبان آلمانی، استفاده از ابزارهای کلامی (Redemittel) برای رد کردن یک ایده یا موافقت با آن، نشان‌دهنده پختگی زبانی شما در مهارت‌های Argumentation و Diskussion است. وقتی شما بتوانید با استفاده از ساختارهای مقایسه‌ای نقاط ضعف و قوت یک موضوع را بسنجید، به ممتحنین ÖSD و گوته ثابت می‌کنید که از سطح جملات ساده عبور کرده‌اید. برای تقویت پایه دایره واژگان خود و درک بهتر ساختارهای پایه، توصیه می‌کنیم حتماً لغات درس هشتم کتاب Starten Wir سطح B1 (همراه با تلفظ صوتی) را نیز مرور کنید تا با آمادگی کامل وارد این مباحث تحلیلی شوید.

ترفند مکالمه نیتیو: ساختار Einerseits …, andererseits … و فعل widersprechen

زبان‌آموزان ایرانی اغلب در استفاده از ساختار «از یک سو… از سوی دیگر…» دچار اشتباه در ترتیب کلمات (Wortstellung) می‌شوند. به یاد داشته باشید که کلمه andererseits معمولاً جایگاه اول (Position 1) را در جمله دوم می‌گیرد، بنابراین فعل مستقیماً بعد از آن (Position 2) می‌آید (مثال: Einerseits ist es teuer, andererseits hilft es sehr). همچنین فراموش نکنید که فعل widersprechen (مخالفت کردن) همیشه با حالت Dativ می‌آید؛ پس باید بگویید: Ich widerspreche dir (نه dich!).

 

کلمه/عبارت آلمانی معنی فارسی مثال کاربردی (با کالوکیشن) و ترجمه
ablehnen Verb رد کردن / نپذیرفتن Ein Angebot höflich ablehnen.یک پیشنهاد را محترمانه رد کردن.
Das lehne ich ab. Redemittel من این را رد می‌کنم. Diesen Vorschlag lehne ich komplett ab.من این پیشنهاد را کاملاً رد می‌کنم.
Ich würde das nie machen. Redemittel من هرگز این کار را نمی‌کردم. Ein Auto stehlen? Ich würde das nie machen.ماشین دزدیدن؟ من هرگز این کار را نمی‌کردم.
Für mich ist das nichts. Redemittel این به درد من نمی‌خورد. Fallschirmspringen? Nein, für mich ist das nichts.چتربازی؟ نه، این اصلاً به درد من نمی‌خورد.
Das halte ich für wichtig. Redemittel من این را مهم می‌دانم. Gesunde Ernährung – das halte ich für sehr wichtig.تغذیه سالم – من این را بسیار مهم می‌دانم.
Ich stimme … zu, dass … Redemittel من موافقم که … Ich stimme dir zu, dass wir mehr lernen müssen.من با تو موافقم که باید بیشتر درس بخوانیم.
Das kann ich nur unterstützen, denn … Redemittel من فقط می‌توانم از این حمایت کنم، چون … Das kann ich nur unterstützen, denn es schützt die Umwelt.من از این فقط می‌توانم حمایت کنم، چون از محیط زیست محافظت می‌کند.
mitteilen Verb اطلاع دادن / در میان گذاشتن Können Sie mir Ihre Entscheidung mitteilen?آیا می‌توانید تصمیمتان را به من اطلاع دهید؟
widersprechen Verb (Dativ) مخالفت کردن / اعتراض کردن Da muss ich dir leider widersprechen.متأسفانه در این مورد باید با تو مخالفت کنم.
einerseits …, andererseits … Zweiteiliger Konnektor از یک سو … از سوی دیگر … Einerseits ist die Wohnung schön, andererseits ist sie zu teuer.از یک سو آپارتمان زیباست، از سوی دیگر خیلی گران است.

تمرین مکالمه: بحث درباره دورکاری (Homeoffice)

Ali:
Ich finde, Homeoffice ist die beste Lösung für alle Mitarbeiter.
به نظر من، دورکاری بهترین راه حل برای همه کارمندان است.
Sara:
Da muss ich dir leider widersprechen. Für mich ist das nichts.
متأسفانه باید با تو مخالفت کنم. این به درد من نمی‌خورد.
Ali:
Warum? Man spart so viel Zeit! Das halte ich für wichtig.
چرا؟ آدم این‌همه در زمان صرفه‌جویی می‌کند! من این را مهم می‌دانم.
Sara:
Einerseits hast du recht, andererseits fehlt der Kontakt zu Kollegen.
از یک سو حق با توست، از سوی دیگر ارتباط با همکاران وجود ندارد.
Ali:
Das Argument lehne ich ab. Man kann ja online Meetings machen.
این استدلال را رد می‌کنم. آدم می‌تواند جلسات آنلاین برگزار کند.
Sara:
Ich stimme dir zu, dass das geht, aber es ist nicht dasselbe.
موافقم که این امکان‌پذیر است، اما همانند (ارتباط حضوری) نیست.

خودتان را بیازمایید

سوال ۱: فعل widersprechen چه حالت دستوری‌ای (Kasus) نیاز دارد؟
سوال ۲: جایگاه فعل بعد از کلمه andererseits در یک جمله استاندارد کجاست؟
نمایش پاسخ‌ها

پاسخ سوال ۱: داتیو (Dativ). همیشه باید از ضمایر یا اسم‌های داتیو بعد از آن استفاده کنید (مثال: Ich widerspreche dir).

پاسخ سوال ۲: بلافاصله بعد از آن (Position 2). کلمه andererseits معمولاً جایگاه اول را اشغال می‌کند و فعل باید مستقیماً پس از آن بیاید (مثال: ..., andererseits ist es...).

لغات متنوع درس نهم: از متون تاریخی تا زندگی روزمره (سطح B1)

در بخش درک مطلب (Leseverstehen) آزمون‌های B1 گوته و ÖSD، اغلب با متونی مواجه می‌شوید که ترکیبی از توصیف مکان‌های تاریخی و اتفاقات روزمره هستند. واژگان این بخش دقیقاً برای درک چنین متن‌هایی طراحی شده‌اند. از خواندن درباره مقبره حواریون (der Apostel) در یک بروشور توریستی گرفته تا توصیف صدای عجیب شوفاژ (die Heizung) در یک آپارتمان قدیمی آلمانی (Altbau)، تسلط بر این کلمات به شما کمک می‌کند تا جزئیات پنهان متن را به سرعت درک کنید.

یکی از مهم‌ترین ساختارهای گرامری این بخش که مستقیماً در نمره بخش نوشتاری (Schreiben) شما تأثیر می‌گذارد، استفاده از ترکیب‌های ثابت فعلی است. در سطح B1 دیگر کافی نیست فقط کلمات را کنار هم بچینید؛ بلکه باید بدانید هر فعل با چه حرف اضافه و چه حالت دستوری‌ای (Kasus) همراه می‌شود.

ترفند گرامری نیتیو و خطای رایج ایرانیان:

  1. ساختار «es handelt sich um + Akkusativ»: این عبارت جایگزین بسیار رسمی‌تر و زیباتری برای «es geht um» (موضوع درباره … است) می‌باشد. زبان‌آموزان ایرانی گاهی حرف اضافه von را به اشتباه استفاده می‌کنند. به یاد داشته باشید: همیشه um و همیشه Akkusativ! (مثال: Es handelt sich um einen Fehler).
  2. فعل «brauchen + zu + Infinitiv»: در زبان آلمانی اصطلاحی وجود دارد که می‌گوید: “Wer ‘brauchen’ ohne ‘zu’ gebraucht, braucht ‘brauchen’ gar nicht zu gebrauchen!” (کسی که brauchen را بدون zu استفاده می‌کند، اصلاً نباید از آن استفاده کند!). این ساختار معمولاً با کلماتی مثل nur، nicht یا kein می‌آید و دقیقاً جایگزین فعل müssen (مجبور بودن) در حالت منفی می‌شود.
  3. عبارت «jemandem Angst machen»: فعل machen شاید ساده به نظر برسد، اما در این ترکیب، شخصی که می‌ترسد حتماً باید در حالت Dativ بیاید. پس نگویید “Das macht mich Angst”، بلکه درست آن “Das macht mir Angst” است.
کلمه/عبارت آلمانی معنی فارسی مثال کاربردی (با کالوکیشن) و ترجمه
das Grab, -¨er Nomen قبر / آرامگاه Das Grab des bekannten Schriftstellers besuchen.بازدید از آرامگاه نویسنده مشهور.
der Apostel, - Nomen حواری / رسول Die zwölf Apostel in der Bibel.دوازده حواری در کتاب مقدس.
brauchen zu (+ Infinitiv) Verb لازم داشتن که … / نیاز بودن به ... Du brauchst nicht zu warten.نیازی نیست تو صبر کنی. (مجبور نیستی صبر کنی)
jemand Pronomen کسی / شخصی Hat jemand mein Buch gesehen?آیا کسی کتاب من را دیده است؟
es handelt sich (um + Akk) Fester Ausdruck صحبت دربارهٔ … است / موضوع مربوط به … است Bei diesem Text handelt es sich um einen Brief.در مورد این متن، موضوع مربوط به یک نامه است.
nummerieren Verb شماره‌گذاری کردن Bitte nummerieren Sie die Seiten von 1 bis 10.لطفاً صفحات را از ۱ تا ۱۰ شماره‌گذاری کنید.
das Geräusch, -e Nomen صدا / نویز Ich habe mitten in der Nacht ein seltsames Geräusch gehört.من در نیمه‌شب یک صدای عجیب شنیدم.
jemandem Angst machen Ausdruck کسی را ترساندن / به کسی حس ترس دادن Dieser Horrorfilm macht mir wirklich Angst.این فیلم ترسناک واقعاً من را می‌ترساند.
die Heizung, -en Nomen بخاری / سیستم گرمایش Die Heizung ist kaputt und mir ist kalt.سیستم گرمایش خراب است و من سردم است.

تمرین درک مطلب: اتفاقی عجیب در آپارتمان

Mina:
Hast du gestern Nacht auch dieses Geräusch gehört?
تو هم دیشب آن صدا را شنیدی؟
Klaus:
Nein, es war jemand an der Tür? Es handelt sich vielleicht um einen Einbrecher!
نه، کسی پشت در بود؟ شاید موضوع مربوط به یک سارق است!
Mina:
Das macht mir echt Angst! Ich lebe doch ganz allein hier.
این واقعا مرا می‌ترساند! من اینجا کاملاً تنها زندگی می‌کنم.
Klaus:
Du brauchst dir keine Sorgen zu machen. Das war nur die alte Heizung.
نیازی نیست نگران باشی. آن فقط (صدای) شوفاژ قدیمی بود.

خودتان را بیازمایید

سوال ۱: در عبارت «es handelt sich um»، کلمه بعد از um باید در چه حالتی (Kasus) باشد؟
سوال ۲: ترجمه آلمانی «این سگ من را می‌ترساند» چیست؟ (استفاده از ساختار Angst machen)
نمایش پاسخ‌ها

پاسخ سوال ۱: آکوزاتیو (Akkusativ). حرف اضافه um همیشه سازنده حالت آکوزاتیو است. مثال: Es handelt sich um den Mann.

پاسخ سوال ۲: Dieser Hund macht mir Angst. (استفاده از ضمیر mich در اینجا کاملاً اشتباه است، زیرا شخص در این عبارت باید داتیو باشد).

لغات بخش هفتم: از معضلات شهری تا راهکارهای اقتصادی (سطح B1)

در متون سطح B1، به ویژه در بخش‌های خواندن (Lesen) و شنیدن (Hören) آزمون‌های گوته و تلک، موضوعات مربوط به محیط‌زیست، اقتصاد شهری و دغدغه‌های اجتماعی بسیار پرکاربرد هستند. در این بخش با واژگانی آشنا می‌شویم که برای توصیف مشکلات یک شهر (مانند کاهش جمعیت یا آلودگی) و راهکارهای یک شهردار (der Bürgermeister) استفاده می‌شوند. تسلط بر کلماتی مانند wirtschaftlich (اقتصادی) یا فعل جدایی‌پذیر zurückgehen (کاهش یافتن) برای درک اخبار کوتاه یا گزارش‌های آماری در زبان آلمانی کاملاً ضروری است.

همچنین، در مکالمات روزمره برای ابراز کلافگی از تکرار یک اتفاق یا بیان ایده‌های ناگهانی، به افعال و قیدهای خاصی نیاز داریم که در این درس به‌طور کامل بررسی می‌شوند.

ترفند گرامری نیتیو و خطای رایج ایرانیان:

  1. فعل «einfallen» (به ذهن رسیدن): یکی از اشتباهات مهلک زبان‌آموزان ایرانی این است که فاعل این فعل را انسان در نظر می‌گیرند و می‌گویند: “Ich falle ein”. این کاملاً غلط است! در زبان آلمانی، «آن ایده یا فکر» فاعل جمله است (Nominativ) و «شخصی که ایده به ذهنش رسیده» باید در حالت Dativ بیاید. فرمول طلایی: Mir fällt ein… (به ذهنم می‌رسد…). اگر می‌خواهید بگویید در مورد فلان موضوع چیزی به ذهنم می‌رسد، از حرف اضافه zu + Dativ استفاده کنید: Zu diesem Thema fällt mir nichts ein.
  2. تفاوت «wieder» و «schon wieder»: کلمه wieder فقط به معنای «دوباره» است، اما وقتی از schon wieder استفاده می‌کنیم، معمولاً بار معنایی منفی، کلافگی یا تعجب را منتقل می‌کنیم (باز هم؟! / ای بابا، دوباره!).
  3. فعل «zurückgehen» در گذشته: این فعل به معنای کاهش یافتن یا عقب رفتن است. از آنجا که نشان‌دهنده تغییر وضعیت و حرکت است، در زمان گذشته نقلی (Perfekt) حتماً با فعل کمکی sein صرف می‌شود، نه haben. (مثال: Die Zahlen sind zurückgegangen.)
کلمه/عبارت آلمانی معنی فارسی مثال کاربردی (با کالوکیشن) و ترجمه
schon wieder Adverb باز هم / دوباره (معمولاً با تعجب یا کلافگی) Bist du schon wieder zu spät?باز هم دیر کردی؟
gering Adjektiv کم / ناچیز / اندک Das Interesse an diesem Projekt ist sehr gering.علاقه به این پروژه بسیار ناچیز است.
leer Adjektiv خالی Das Glas ist völlig leer.لیوان کاملاً خالی است.
einfallen (zu + Dativ) Verb (unreg.) به ذهن آمدن / خطور کردن Dazu fällt mir leider nichts ein.متاسفانه در این مورد چیزی به ذهنم نمی‌رسد.
das Problem lösen Ausdruck مشکل را حل کردن Wir müssen dieses Problem so schnell wie möglich lösen.ما باید این مشکل را در سریع‌ترین زمان ممکن حل کنیم.
insgesamt Adverb در مجموع / روی هم رفته Das macht insgesamt 50 Euro, bitte.روی هم رفته می‌شود ۵۰ یورو، لطفاً.
der Bürgermeister, - Nomen شهردار Der neue Bürgermeister will mehr Bäume pflanzen.شهردار جدید می‌خواهد درختان بیشتری بکارد.
wirtschaftlich Adjektiv اقتصادی / مقرون‌به‌صرفه Diese Lösung ist nicht sehr wirtschaftlich.این راه‌حل چندان مقرون‌به‌صرفه نیست.
genügend Adjektiv / Pronomen کافی / به اندازه Haben wir genügend Zeit für die Vorbereitung?آیا برای آماده‌سازی زمان کافی داریم؟
zurückgehen (ist zurückgegangen) Verb (unreg.) کاهش یافتن / عقب رفتن Die Zahl der Arbeitslosen ist zurückgegangen.آمار بیکاران کاهش یافته است.
verschmutzen Verb آلوده کردن / کثیف کردن Die Fabriken verschmutzen die Luft in der Stadt.کارخانه‌ها هوای شهر را آلوده می‌کنند.

تمرین درک مطلب: مشکلات شهر ما

Lena:
Die Luft hier ist schon wieder so schlecht. Die vielen Autos verschmutzen die Umwelt!
هوا اینجا باز هم خیلی بد است. ماشین‌های زیاد محیط‌زیست را آلوده می‌کنند!
Markus:
Ja, und die Zahl der Touristen ist insgesamt stark zurückgegangen. Die Straßen sind fast leer.
بله، و تعداد توریست‌ها در مجموع به شدت کاهش یافته است. خیابان‌ها تقریباً خالی هستند.
Lena:
Unser Bürgermeister muss das Problem lösen. Hast du eine Idee?
شهردار ما باید مشکل را حل کند. ایده‌ای داری؟
Markus:
Mir fällt im Moment nichts ein, was wirklich wirtschaftlich ist. Wir haben nicht genügend Geld in der Stadtkasse.
در این لحظه چیزی که واقعاً اقتصادی (مقرون‌به‌صرفه) باشد به ذهنم نمی‌رسد. ما پول کافی در صندوق شهر نداریم.

خودتان را بیازمایید

سوال ۱: فعل zurückgehen در زمان گذشته نقلی (Perfekt) با کدام فعل کمکی ساخته می‌شود و چرا؟
سوال ۲: جمله «در این مورد چیزی به ذهن من نمی‌رسد» به آلمانی چگونه بیان می‌شود؟
نمایش پاسخ‌ها

پاسخ سوال ۱: با فعل کمکی sein ساخته می‌شود (ist zurückgegangen). زیرا این فعل نشان‌دهنده تغییر وضعیت (تغییر از حالت زیاد به کم) و جهت حرکت است.

پاسخ سوال ۲: Dazu fällt mir nichts ein. (توجه داشته باشید که شخص باید در حالت Dativ، یعنی mir استفاده شود و از ich استفاده نمی‌کنیم).

لغات بخش هشتم: شهروندی، مشارکت اجتماعی و ساختارهای نوین گرامری (سطح B1)

در بخش پایانی از درس نهم کتاب Starten Wir B1، با واژگانی سروکار داریم که برای توصیف فعالیت‌های مدنی، دانشگاهی و مفاهیم انتزاعی (مانند اهمیت و تعریف) به کار می‌روند. یادگیری کلماتی نظیر der Bürger (شهروند) و فعل demonstrieren (تظاهرات کردن / نشان دادن) به شما کمک می‌کند تا در آزمون‌های زبان آلمانی بتوانید درباره دغدغه‌های شهری یا محیط‌زیستی صحبت کنید.

ترفند گرامری نیتیو (تبدیل صفت و پارتیسیپ به اسم):

یکی از مهم‌ترین مباحث گرامری سطح B1 و B2، استفاده از Partizip I (صفت فاعلی) به عنوان اسم است. در این لیست کلماتی مانند der/die Studierende (دانشجو / در حال تحصیل) و der/die Teilnehmende (شرکت‌کننده) را می‌بینیم.

نکته طلایی اینجاست: این کلمات در واقع صفت هستند که نقش اسم را گرفته‌اند. بنابراین، پایانه (Endung) آن‌ها دقیقاً مانند صفات صرف می‌شود!

  • با حرف تعریف معین: der Studierende (مذکر) / die Studierende (مونث)
  • با حرف تعریف نامعین: ein Studierender (مذکر) / eine Studierende (مونث)
  • حالت جمع: die Studierenden (دانشجویان)

نکته کاربردی: امروزه در زبان آلمانی برای رعایت برابری جنسیتی (Gendern)، به جای استفاده از کلمه Student (که مذکر است)، در متون رسمی و دانشگاهی از Studierende استفاده می‌شود تا شامل هر دو جنسیت باشد.

کلمه/عبارت آلمانی معنی فارسی مثال کاربردی و ترجمه
der Bürger, - / die Bürgerin, -nen Nomen شهروند (مذکر / مونث) Die Bürger der Stadt fordern einen neuen Park.شهروندان شهر خواستار یک پارک جدید هستند.
demonstrieren Verb تظاهرات کردن / نشان دادن Viele Menschen demonstrieren für mehr Umweltschutz.افراد زیادی برای حفاظت بیشتر از محیط زیست تظاهرات می‌کنند.
bauen Verb ساختن Hier wird eine neue Bibliothek gebaut.اینجا یک کتابخانه جدید ساخته می‌شود.
die Gurke, -n Nomen خیار Ich brauche Tomaten und Gurken für den Salat.برای سالاد به گوجه‌فرنگی و خیار نیاز دارم.
die Biologin, -nen Nomen زیست‌شناس (مونث) Sie arbeitet als Biologin im Labor.او به عنوان یک زیست‌شناس در آزمایشگاه کار می‌کند.
der/die Studierende, -n Nomen (adjektivisch) دانشجو / محصل Die Bibliothek ist ein wichtiger Ort für alle Studierenden.کتابخانه مکان مهمی برای همه دانشجویان است.
der/die Teilnehmende, -n Nomen (adjektivisch) شرکت‌کننده Die Teilnehmenden des Kurses bekommen ein Zertifikat.شرکت‌کنندگان دوره یک گواهینامه دریافت می‌کنند.
die Bedeutung, -en Nomen معنی / اهمیت Die Bedeutung dieses Wortes ist mir nicht klar.معنی این کلمه برای من روشن نیست.
schade (es ist schade) Adjektiv / Ausdruck حیف / افسوس (حیف است) Es ist schade, dass du nicht zur Party kommen kannst.حیف است که نمی‌توانی به مهمانی بیایی.
die Definition, -en Nomen تعریف Kennst du die genaue Definition von diesem Begriff?آیا تعریف دقیق این اصطلاح را می‌دانی؟

دیالوگ کاربردی: یک پروژه دانشجویی

Ali:
Viele Bürger demonstrieren heute für mehr Grünflächen in der Stadt.
امروز بسیاری از شهروندان برای فضاهای سبز بیشتر در شهر تظاهرات می‌کنند.
Sara:
Das hat eine große Bedeutung! Auch wir Studierenden wollen helfen, einen neuen Garten zu bauen.
این اهمیت زیادی دارد! ما دانشجویان هم می‌خواهیم برای ساختن یک باغ جدید کمک کنیم.
Ali:
Tolle Idee! Wir können dort Tomaten und Gurken anbauen.
ایده عالی است! ما می‌توانیم آنجا گوجه فرنگی و خیار بکاریم.
Sara:
Leider haben sich bisher nur wenige Teilnehmende gemeldet. Es ist wirklich schade.
متأسفانه تاکنون شرکت‌کنندگان کمی ثبت‌نام کرده‌اند. واقعاً حیف است.

خودتان را بیازمایید

سوال ۱: تفاوت گرامری بین کلمه «der Student» و «der Studierende» چیست؟
سوال ۲: اگر بخواهیم بگوییم «یک شرکت‌کننده (مرد)» به آلمانی، با توجه به صرف صفت به عنوان اسم چه می‌گوییم؟
نمایش پاسخ‌ها

پاسخ سوال ۱: کلمه Student یک اسم معمولی است، اما Studierende در اصل یک صفت (Partizip I) است که نقش اسم گرفته است. به همین دلیل پایانه‌های (Endungen) آن دقیقاً مانند یک صفت صرف می‌شود.

پاسخ سوال ۲: می‌گوییم ein Teilnehmender. چون کلمه نقش صفت دارد، بعد از ein (در حالت Nominativ مذکر) پسوند -er می‌گیرد.

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدترین مقالات
عضویت در خبرنامه
جهت دریافت لینک دانلود منابع آموزشی رایگان زبان آلمانی، در خبرنامه ایزی دویچ عضو شوید: